نگاه آماری به دیدار سپاهان – الشباب؛
تعداد خطا سپاهان:
مجموع خطاها: 15 خطا – نیمه اول: 9 خطا، نیمه دوم: 6 خطا
تعداد خطا الشباب
مجموع خطاها: 11 خطا – نیمه اول: 4 خطا، نیمه دوم: 7 خطا
تعداد کرنر سپاهان :
مجموع کرنر: 3 کرنر – نیمه اول: 2 کرنر، نیمه دوم: یک کرنر
تعداد کرنر الشباب:
مجموع کرنر: 12 کرنر – نیمه اول : 5کرنر، نیمه دوم: 7 کرنر
تعداد موقعیت خطرناک سپاهان:
مجموع موقعیت ها: 8 موقعیت – نیمه اول: 5 موقعیت ، نیمه دوم: 3 موقعیت (دقایق 5-7-21-32-39-52-53-75)
تعداد موقعیت خطرناک الشباب
مجموع موقعیتها:6موقعیت – نیمه اول: 3 موقعیت ، نیمه دوم 3 موقعیت (دقایق :14-35-43-76-83-88)
سانتر از سمت راست سپاهان:
مجموع سانترها: 3 سانتر- نیمه اول: 2 سانتر ، نیمه دوم: یک سانتر
سانتر از سمت راست الشباب:
مجموع سانترها: 6 سانتر – نیمه اول: 3 سانتر ، نیمه دوم: 3 سانتر
سانتر از سمت چپ سپاهان:
مجموع سانترها : 4سانتر – نیمه اول: 2 سانتر ، نیمه دوم: 2 سانتر
سانتر از سمت چپ الشباب:
مجموع سانتر ها: 4 سانتر – نیمه اول: 2 سانتر ، نیمه دوم: 2 سانتر
شوت به چهارچوب سپاهان: مجموع شوت ها: 4 شوت- نیمه اول: 2 شوت، نیمه دوم:2 شوت
شوت به چهارچوب الشباب:
مجموع شوت ها :8 شوت- نیمه اول: 4 شوت، نیمه دوم: 4 شوت
شوت خارج از چهارچوب سپاهان:
مجموع شوت ها: 6 شوت- نیمه اول:2 شوت، نیمه دوم: 4 شوت
شوت خارج از چهارچوب الشباب:
مجموع شوت ها: 5شوت- نیمه اول: 3 شوت، نیمه دوم:2 شوت
ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه سپاهان:
مجموع ضربه ها: 6 ضربه – نیمه اول: 4 ضربه ، نیمه دوم: 2 ضربه
ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه الشباب :
مجموع ضربه ها: 6ضربه – نیمه اول: 4 ضربه ، نیمه دوم: 2 ضربه
آفساید گیری سپاهان:
مجموع آفسایدها: 3 آفساید- نیمه اول: 2 آفساید، نیمه دوم:یک آفساید
آفسایدگیری الشباب:
مجموع آفسایدها : 3 آفساید- نیمه اول: 2 آفساید ، نیمه دوم: یک آفساید
وقت تلف شده نیمه اول: یک دقیقه
وقت تلف شده نیمه دوم: سه دقیقه
از زمانی که به عنوان آنالیزور تیم ملی از طرف برانکو ایوانکوویچ سرمربی تیم ملی ایران معرفی شد، بسیاری از فوتبالدوستان که از سابقه وی بی خبربودند دچار بهت زدگی شدند . او ازکجا آمده است؟ سابقه کاری وی چیست ؟ و پرسش های بسیاردیگر..! اما همه کسانی که در بطن مسائل فوتبال کشور قرار داشتند به یادآوردند که چند فصلی را با تیم خوب، هماهنگ و پدیده شهاب به عنوان سرمربی و به نوعی همه کاره سرکرده است.
می دانستم که در زمینه فوتبال تحقیق و پژوهش می کند و در رابطه با مسائل فنی، تاکتیکی و حتی مدیریتی و روان شناسی فوتبال ، اطلاعات به روز و کاملی دارد .
در ابتدای مصاحبه با او، از سابقه اش پرسیدم واین گفتگو که در ذهن من ظرفیتی 20 دقیقه ای داشت، نه تنها یکی دو ساعت طول کشید بلکه می توانست ساعت ها و روزها ادامه داشته باشد.
او یک فوتبال شناس حرفه ای، دارای مدرک A مربیگری AFC و 35 ساله است.سخن از هومن افاضلی آنالیزور جوان تیم ملی ایران در جام جهانی 2006 آلمان است.
آقای افاضلی از سوابق مربیگری خود بگوئید؟
افاضلی: من در ابتدا ،کار آموزش مربیگری را در انگلیس فرا گرفتم و حتی مدتی نیز با یک تیم زیر 14سال در رده نونهالان و در یکی از باشگاه های انگلستان به عنوان آسیستان کار می کردم . مدتی نیز در آمریکا بودم و بعد از بازگشت به ایران در باشگاه پاس مشغول شدم .در باشگاه پاس پائین ترین مربی این باشگاه محسوب میشدم. در حقیقت مربی دروازه بانهای تیم نوجوانان پاس بودم، در حالی که تخصصی هم در این مورد نداشتم . در این زمان فیروز کریمی مدیر تیم های پایه این باشگاه و حسین فرکی و سپس فرهاد کاظمی سرمربیان تیم فوتبال پاس بودند. بعد از جدایی از پاس ، به عنوان مشاور فنی به باشگاه تراکتور سازی تبریز ملحق شدم و این در دوران مدیریت مرحوم سرخوش در این باشگاه خوب خطه آذربایجان بود. با تیم فولاد نیز در فصل آخری که بگوویچ سرمربی این تیم بود، به عنوان مشاور فنی فعالیت کردم . در همین هنگام بود که به طور کاملاً تصادفی با برانکو که دستیار اول بلاژویچ بود آشنا شدم و بعد از صحبتی که با هم کردیم قرار بر این شد به عنوان نمونه کاری، بازی تیم های حریف ایران را در مقدماتی جام جهانی 2002 آنالیز کنم. تا این که از باشگاه شهاب زنجان پیشنهادی برای همکاری دریافت کردم و از ساعت 81 به شهاب زنجان پیوستم. در ابتدا هم به عنوان مدیر فنی تیم های پایه کار خود را شروع کردم و از آن جایی که باشگاه شهاب تازه تأسیس بود، تیم های پایه را به واقع از پایه سازماندهی کردیم و دراین زمان سرمربی تیم فوتبال این باشگاه آذرپور بود و مدیریت فنی را نیز فیروز کریمی بر عهده داشت. مدتی نیز فیروز کریمی سرمربی این تیم شد و بعد از ایشان آقازاده سرمربیگری شهاب زنجان را تحویل گرفت . پنج بازی از فصل 81-82 فوتبال لیگ دسته یک طی شده بود که من تیم شهاب را به عنوان سرمربی تحویل گرفتم و تا سال 84 در کنار این تیم و با همین عنوان مشغول فعالیت بودم.
بایستی بگویم که از بازیکنان همان تیم ، هم اکنون 12 بازیکن در تیم های لیگ برتر حضور دارند. در سال 84 بود که برانکو از من درخواست کرد که به طور تمام وقت و به عنوان آنالیزور تیم ملی، کار خود را شروع کنم.
آقای افاضلی سطح مسابقات لیگ یک را چگونه دیدید؟
افاضلی: باید اعتراف کنم که در این لیگ ، رقابت ها بسیار سخت، فرسایشی و طاقت فرساست. به نظر من بیشتر مربیانی که درلیگ یک حضور دارند، لیاقت حضور در لیگ برتر را دارا می باشند . در حالی که بازیکنان درجه یک فوتبال کشور در این لیگ حاضر نیستند ، ولی بازیهای بسیار خوبی در این لیگ انجام می شود و بدون تردید نسبت به کسانی که در لیگ یک هستند ظلم می شود، چرا که این افراد آتیه مربیگری فوتبال ایران محسوب می شوند. باید به این مربیان جوان اعتماد کرد. تا کی حرفه مربیگری در فوتبال کشور ما در حول و حوش حداکثر بیست اسم جولان دهد؟ در حال حاضر و در پایان نیم فصل اول، تیم های اول و دوم لیگ برترفوتبال ما، چه تیم هایی هستند ؟سایپا و استقلال. در اولی علی دایی و در دومی صمد مرفاوی دو مربی جوان، جسور و پرانرژی که خود بازیکنان برجسته ای بوده اند فعالیت می کنندو بسیار هم موفق عمل کرده اند. مطمئن باشید که از میدان دهی به جوانان هیچ کس ضرر نمی کند.فراموش نکنیم که مربیگری در فوتبال حرفه ای ، یکی از سخت ترین شغل های دنیاست ونیاز به نیروهای جوان، با حوصله و شجاع دارد.
از تیم ملی و حضور آن در جام جهانی 2006 آلمان بگوئید؟
افاضلی: جام جهانی آوردگاه قوی ترین و بهترین تیم های ملی فوتبال دنیاست . همه تیم هایی که به مرحله نهایی این جام صعود می کنند، تلاش خودر ا به کار می بندند تا حضوری مؤثر و شایان توجه در این رقابت ها که هر 4 سال یک بار امکان شرکت در آن هست داشته باشند واین مسئله به خصوص در مورد تیم های طراز اول دنیا، به روشنی نمود دارد.البته ممکن است شگفتی هایی هم رخ دهد ولی استمرار نخواهد داشت. در مورد تیم ملی ایران هم ، اکثریت مردم فکر می کردند تیم ما بایستی در برابر مکزیک ، پرتغال ، و آنگولا پیروز شود یا این که با پرتغال تساوی کرده و مکزیک و آنگولا را شکست دهد و بدست آوردن چنین نتیجه ای حتی در مرحله اول کارآسانی نیست . پرتغال و مکزیک همیشه و به ویژه در سالهای اخیر از بهترین تیم های فوتبال جهان بوده اند. هرچند که تیم ملی ما نیز در آمادگی کامل قرار نداشت و چند مهره کلیدی تیم ما همچون علی کریمی با آسیب دیدگی، پابه کارزار جام جهانی گذاشتند.
بازیکنان تیم ملی از نظر بدنی نیز در شرایط ایده آلی قرار نداشتند و همگی مشاهده کردید که تیم ایران هرچند بهترین بازی خود را در نیمه اول برابر تیم ملی مکزیک در دیدار اول انجام داد، ولی از دقیقه 60 به بعد توان برابری با مکزیک را حداقل از لحاظ جسمانی نداشت . به هر حال مکزیک و پرتغال تیم های کاملاً حرفه ای هستند و همگی دیدیم که در دیدارهای مرحله بعدی چگونه بازی کردند.
در مجموع سطح بازیهای این جام جهانی اخیر را به نسبت قبل چگونه ارزیابی کردید؟
افاضلی : من همین سؤال شما را از خوزه مورینیو مربی تیم چلسی که درجام جهانی 2006 آلمان مشاور تیم ملی آنگولا بود پرسیدم و اوگفت که: چون تیم های ملی فرصتی برای کارکردن روی تاکتیک ها و سیستم های جدید ندارند، مربیان تیم های ملی کشورهای مختلف قادر نیستند که دیدگاه های خود را در این مسابقات ارائه دهند.
این گفته مورینیو بسیار روشن است، چرا که اردوها و تمرینات تیم های ملی بعد از پایان مسابقات فشرده لیگ های مختلف کشورها آغاز می شود و بازیکنان همگی با خستگی و مصدومیت های جزئی و کلی به تیم های ملی می پیوندند. به همین دلیل است که در فرصت کوتاهی که تا شروع جام جهانی باقی می ماند، زمان کافی برای ارائه و انجام کارهای جدید نیست و تنها می توان با برنامه ریزی و سازماندهی تمرینات اردویی و دیدارهای تدارکاتی ، بازیکنان را به یک هماهنگی نسبی رساند.
برای وارد کردن هر دیدگاه جدیدی در یک تیم، بایستی طبق قانون شرطی عملی کرد.اما مربیان تیم های ملی چنین زمانی را در اختیار ندارند. اگر به عنوان مثال بازیکنان تیم ملی هفت ماه کنار یکدیگر باشند ، قادر خواهند بود فوتبالی بازی کنند که به هیچ وجه با آن چه در جام جهانی می بینیم قابل مقایسه نیست و شرایط به طورکامل فرق خواهد کرد اما مشکل این جاست که چنین فرصتی هیچ وقت پیدا نمی شود . مورینیو اعتقاد داشت که برای دیدن تاکتیک های جدید، باید مسابقات باشگاه های اروپا را مد نظر داشت. و با توجه به این که رقابت های لیگ های حرفه ای دنیا هر سال فشرده تر می شوند ، به خوبی مشخص است که بازیهای جام جهانی به نسبت قبل افت کیفیت داشته اند. به خصوص در حیطه اندیشه های تهاجمی . به طور کل تیم های ملی شرایط تیم بودن را کمتر دارند.
به نظر شما که یک آنالیزور حرفه ای هستید، سیستم 2-4-4 دفاع خطی مدرن، پایان بحث سیستم ها در فوتبال محسوب می شود؟
افاضلی: چنین مسأله ای ممکن نیست و هرگز رکود در سیستم ها به وجود نمی آید. چرا که با پیوستن مربیان جدید و جوان به تیم های مختلف دنیا، سیستم ها و یا نوع نگرش و اجرای سیستم ها تغییر می کنند و هر کس دیدگاه جدیدی را ابداع می کند.
به عنوان نمونه مورینیو را مثال می زنم . او که تا چند سال پیش در پرتغال یک مترجم بود، اکنون یکی از مربیان صاحب سبک دنیای فوتبال است که تلفیقی از قدرت و تاکتیک را در پورتو و سپس چلسی اجرا کرده و یک ایده کاملاً مدرن را پیش برده است. یا در تیم بارسلونا اسپانیا، ترکیبی از تاکتیک و تکنیک را ملاحظه می کنیم یا بایرن مونیخ که با تزهای ماگات، درحال حاضر دیدگاه قدرتی را پیاده می کند. به طور کلی باشگاه های معروف جهان زمانی به سراغ یک مربی می روند که به سبک آن مربی احتیاج داشته باشند. مثلاً اوتمارهیتسفیلد یک مربی روان شناس بود که با دیدگاه روان شناسی بایرن مونیخ را به موفیقت هایی رساند ولی هنگامی که چنین روشی دیگر جوابگو نشد ، باشگاه بایرن مونیخ به فیلیکس ماگات روی آورد که یک مربی سختگیر در تمرینات و دارای ایده نظم و انضباط و سخت کوشی است و قدرت بدنی و دوندگی را اصل کار تیمی خود قرار می دهد. در حال حاضر هم می بینیم که سقف ماگات نیز در بایرن مونیخ پر شده است و به زودی به سراغ یک مربی تاکتیکی یا تئوریسین خواهند رفت تا بتوانند به آن چه دارند چیزی را اضافه کنند.
به هر حال هر سیستمی براساس دو مبنا دچار ضعف خواهد شد. یکی این که خود آن آرایش ذاتاً دارای نقاط ضعف و قوتی است که در شکلها و مراحل مختلف نمود بیرونی خواهد داشت و دیگر این که، نفرات و بازیکنانی که هر ساله وارد تیم ها می شوند ، با توجه به ضعف هایی که دارند و آن ها را با خود به یک تیم می آورند، سیستم را دچار ضعف و وقوت می کنند. به همین دلیل است که باشگاه های معروف دنیا برای خرید یک بازیکن جدید، همه جوانب و قابلیت های آن بازیکن را می سنجند.
به نظر شما مورینیو ،قاتل روح زیبایی و شور هنری فوتبال نیست؟
افاضلی: متوجه منظورتان هستم و آن را هم قبول دارم . به هر حال هر مربی بزرگی دارای سبک و روشی است. به عنوان مثال کرویف طرفدار و اجرا کننده فوتبال هنری است ولی مورینیو چنین اعتقادی را مطلقاً نداشته و برای او زیبایی فوتبال اهمیت چندانی ندارد . اما فراموش نکنیم که او یک نتیجه گرای حرفه ای و فوق العاده است. به هر حال همین تفاوت سبک ها و دیدگاه هاست که باعث می شود فوتبال همواره پویایی خود را حفظ کرده و هرگز نمیرد. هرچند که این روزها همه مربیان سعی دارند تا با تلفیقی از روش های مختلف، به موفقیت برسند.
در مورد سبک های ویژه هر تیم چه نظری دارید؟
افاضلی: سبک بازی هر تیم، به نوع نفراتی که در آن تیم بازی می کنند باز می گردد . در حقیقت استراتژی و نیروی انسانی تیم ها هستند که سبک آن تیم را مشخص می کنند. به هرحال این که، چه ابزاری در اختیار شماست مسأله مهمی است . در هر حال کار اصلی یک مربی فوتبال، حداکثر کردن نقاط مثبت و حداقل کردن نقاط منفی یک تیم است.
آقای افاضلی به فوتبال داخلی بازگردیم ، مایلم نظر شما را در مورد بحران عدم نتیجه گیری تیم فوتبال ذوب آهن اصفهان در نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال ایران بدانم؟
افاضلی: من چند بازی این تیم را دیده ام ، به خصوص بازی با تیم فوتبال پاس در ورزشگاه دستگردی که با نتیجه 1 بر 1 و با گل تیم ذوب آهن در وقت های اضافه بازی تمام شد. آنچه بیش از هرچیز دیگر در این تیم جلوه می کرد ، عدم اعتماد به نفس و استرس بود. در حقیقت ذوب آهن به دنبال نتیجه مساوی و کسب یک امتیاز به میدان آمده بود. آن ها تا هنگامی که گل پاس به ثمر نرسیده بود به اصطلاح مربیان بازی را خفه کرده بودند و وقتی عقب افتادند تازه به این نتیجه رسیدند که چون در حال باختن هستند باید حمله کرده و به مساوی و تک امتیاز دست پیدا کنند.
چنین شیوه تفکری ، به خاطر همین عدم اعتماد به نفس و ترس از شکست است و به همین دلیل ، مهاجمان این تیم در هر بازی ، موقعیت های صددرصدی بسیاری را از دست می دهند. البته باید بگویم که رسول کربکندی مربی کاربلدی است که در زمینه روان شناسی هم قابلیت های خوبی دارد ولی به هر حال وقتی یک مربی مدت زیادی با یک تیم سر کند ، شگردهای روحی و روانی او هم آرام آرام اثر مثبت خود را از دست خواهدداد .اما من معتقدهستم که بهترین شخص برای کار روحی و روانی روی یک تیم، خود سرمربی آن تیم است. چرا که بازیکنان فوتبال همیشه سرمربی را به عنوان نفر اول و همه کاره تیم می شناسند و حرف و نظر سرمربی برای آن ها از اهمیت اصلی برخوردار است.
در هر حال به نظر من این تیم در نیم فصل دوم نتایج بهتری را کسب خواهد کرد ولی آنها باید سعی کنند همیشه یک روند ثابت داشته باشند . در نیم فصل اول ، ذوب آهن تیم پر نوسانی بود و چنین شرایطی برای تیم فوتبال حتی بدتر از تیمی است که پیاپی شکست می خورد .
تیم فوتبال فولاد مبارکه سپاهان را در این فصل چگونه دیده اید؟
سپاهان در فصل جاری ،از لحاظ مهره تیم خوبی را تدارک دیده است .لوکا و ابراهیم زاده نیز مربیان با تجربه ای هستند اما تا به حال که نیم فصل مسابقات لیگ برتر به پایان رسیده است ،هر چنداز نظرنتیجه در شرایط مناسبی قرار گرفته اند،ولی آنها نیز دچار افت و خیز فراوانی هستند و نتوانسته اند بازیهایی در خور نام این تیم و به عنوان تیمی که یکی از نمایندگان فوتبال ایران در جام باشگاه های آسیا است عمل کنند
آقای افاضلی، با توجه به اینکه فوتبال نه یک ورزش صرف ، که تلفیقی از همه عناصر زندگی و به قولی پدیده بزرگ قرن بیستم و قرن حاضر است، نظر خود را به عنوان یک مربی فوتبال، در ارتباط با شغل مربیگری فوتبال بیان کنید؟
افاضلی: من هم به سهم خود، از شما به خاطر این مصاحبه که برای من نیز جذابیت خاصی داشت تشکر می کنم و در مورد سؤال آخر شما جمله ای از بلاژویچ را نقل می کنم ، بلاژویچ در پاسخ به چنین سؤالی گفت: مربی ها دو جورند ، اون هایی که اخراج شده اند واون هایی که در حال اخراج هستند...................؟!
و این حقیقت تلخ، اما واقعی مربیگری فوتبال است.
تیم فوتبال ذوب آهن ، هفته آخر نیم فصل اول دوره ششم لیگ برتر را با یک شکست دیگر پشت سر گذاشت تا تعداد باخت های این تیم در چهارده بازی (دیدار هفته سیزدهم ذوب آهن در برابر راه آهن تهران به تعویق افتاد) به عدد شش برسد. در حالی که ذوب آهن با چهار برد ،چهار تساوی و کسب 16 امتیاز و البته با شانزده گل زده و شانزده گل خورده در رتبه یازدهم جدول لیگ قرار گرفت که این رتبه حتی در صورت پیروزی در دیدار معوقه برابر راه آهن در نهایت به رتبه نهم ارتقاء پیدا می کند چرا که همگی تیم های بالادست ذوب آهن به غیر از تیم فوتبال فجر سپاسی ، از بیست و دو امتیاز به بالا دارند و ذوب آهن شاید بتواند با برد برابر راه آهن ده امتیازی ، فجر سپاسی هجده امتیازی را پائین تر از خود جا گذاشته و رتبه نهم نیم فصل لیگ برتر را از آن خود سازد.
آن چه جای افسوس و حسرت برای باشگاه ذوب آهن و به ویژه کادر فنی و بازیکنان تیم فوتبال این باشگاه دارد، این مسأله است که شاید دیگر به این زودی ها نتوان پرسپولیسی این چنین درهم شکسته و پریشان را، در ورزشگاه فولادشهر ملاقات کرد .به هر حال نمی توان کتمان کرد که پیروزی در برابر دو قدرت سنتی فوتبال کشور و دو قطب دیرینه پایتخت ، بار روانی بسیار مثبتی را به بدنه یک تیم تزریق خواهد کرد به خصوص تیمی همچون ذوب آهن که در این فصل شرایط جالب توجهی نداشته و دچار بحران مزمن عدم نتیجه گیری شده است.
بدون تردید تیم فوتبال پرسپولیس و سرمربی با تجربه این تیم مصطفی دنیزلی ،غایت آمال خود در بازی ذوب آهن را کسب تساوی و به چنگ آوردن یک امتیاز ارزشمند از این میدان می دیدند . فراموش نکنیم پرسپولیس از ابتدای لیگ در هیچکدام از بازیهای خارج از خانه خود، با برد و سه امتیاز به تهران بازنگشته بود ولی این بار ذوب آهن طلسم شکن شد و سه امتیاز شیرین این مسابقه را دو دستی تقدیم این تیم تهرانی کرد. آن ها در حالی که در بدترین وضعیت از لحاظ مصدوم و محروم قرار داشتند پا به میدان فولادشهر گذاشتند . مصدومیت ، محرومیت و غیبت بازیکنانی همچون : کریم باقری ، حاجی زاده، سید عباسی ، آلونگ آلونگ ، شیث رضایی ، محمدرضا مامانی و فرشید کریمی این تیم را آن چنان با کمبود بازیکن به خصوص در عقب زمین روبرو کرده بود که یک بار دیگر پژمان نوری و فرزاد آشوبی که ذاتاً هافبک هستند در خط دفاعی این تیم به کار گرفته شدند.
وقتی به لیست بازیکنان نیمکت نشین تیم فوتبال پرسپولیس در برابر ذوب آهن نگاه می کنیم با این اسامی روبرو می شویم : علیرضا حقیقی دروازه بان ، احسان خرسندی هافبک مهاجم، نیما قویدل هافبک مهاجم، داریوش رضائیان مهاجم و صلاح حسن مهاجم ! و این بدین معنا بود که تیم فوق ، در
این دیدار حساس حتی یک عنصر نزدیک به دفاع نیز بر روی نیمکت خود نداشت . چنین پرسپولیس دست و پا بسته ای را در کدام مکان و زمان دیگری می توان پیدا کرد؟!
باور کنید آن ها آمده بودند با دوندگی فراوان ، بازی فیزیکی و تصاحب میانه زمین، یک امتیاز برداشته و شبانه از اصفهان فرار کنند . تک امتیازی که به سه امتیاز تبدیل شد.
وقتی در جایگاه رسانه های ورزشگاه فولادشهر ، به عنوان یک ورزشی نویس و خبرنگار ورزشی برای چندمین بار در طول این بازی به ساعت خود نگاه کردم ، دقیقه چهلم بازی بود و سرخ پوش ها از سرو کول حسین بادامکی به خاطر به ثمر رساندن گل سوم پرسپولیس بالا و پائین می پریدند . نتیجه بازی سه بر صفر به سور پرسپولیس شده بود در حالی که بازیکنان این تیم، سه گل خود را در سه موقعیت به دست آورده بودند. تا این لحظه ذوب آهنی ها هم ، بازی برابری را در مقابل این تیم به نمایش گذاشته بودند ولی نتیجه شگفت انگیز بود. بهت زدگی در چهره همه افراد حاضر در ورزشگاه فولادشهر به طور کامل مشهود بود. حتی درباور هواداران دو آتشه و متعصب قرمزها نیز، این نتیجه یک طرفه نمی گنجید.
هرچند ذوب آهن یکی از گلهای خورده را به سرعت از روی نقطه پنالتی و قبل از استراحت دو نیمه جبران کرد و هرچند در پایان این فوتبال مهیج و جاندار ، با کمترین اختلاف باخت و بازیکنان این تیم حدود 6-7 موقعیت گلزنی صددرصد را یا به تیر کوبیدند یا میلیمتری به بیرون فرستادند و یا مهدی واعظی خودی نشان داد ، اما پرداختن به لحظه های آخر به ثمر رسیدن گلهای دوم و سوم پرسپولیس شاید بیانگر مسائل بسیاری باشد.
گل دوم پرسپولیس که برخلاف جریان بازی شکل گرفت با ارسال توپ بلند و مستقیم مهرزاد معدنچی از زمین پرسپولیس به حول و حوش نقطه پنالتی تیم ذوب آهن رقم خورد. در پی چند رفت و برگشت ، توپ در میانه زمین به معدنچی رسید و او هوشیارانه متوجه شد که نیکبخت واحدی در شرایط مناسبی در نقطه کور دفاعی ذوب آهن قرار گرفته است.
تا به حال همه اشکالات نتیجه نگرفتن تیم ذوب آهن به عدم گلزنی مهاجمین این تیم بازمی گشت اما این بار در حالی که اکثر مربیان لیگ برتر اتفاق نظر دارند که گلزنی به ذوب آهن از راه هوا و با توجه به وجود مدافعین بلند زن و بلند قامتی همچون سپهر حیدری ، علیرضا نورمحمدی ، گئورک استراتولات ، مصطفی صالحی نژاد و حتی مهدی زارعی کار سختی است ، به ویژه مدافعان میانی این تیم که در هوا موفق جلوه می کنند ، مشخص نبود که در زمان ارسال این توپ بلند، در کجای زمین قرار داشتند و جالب توجه آن که محمدرضا خلعتبری هافبک تهاجمی ریز نقش ، تکنیکی و البته کوتاه قامت ذوب آهن در این صحنه ، یارگیر نیکبخت بود و با او پرش کرد.
عدم یارگیری مناسب و غافلگیر شدن مدافعان ذوب آهن را عباس قاسمی با خروج بی مورد از چهارچوب دروازه تکمیل کرد و یک ارسال ساده و بی خطر ، بابرخورد به نیکبخت و نه ضربه زدن او، به تور دروازه ذوب آهن چسبید.
در صحنه به ثمر رسیدن گل سوم و به قولی تیر خلاص تیم فوتبال ذوب آهن نیز، مهرزاد معدنچی در منطقه چپ تیم خود و منطقه راست دفاعی تیم حریف صاحب توپ شد. با ساده انگاری بازیکنان ذوب آهن و عدم فشار لازم به مرد صاحب توپ ، در آن منطقه خطرناک در عرض پشت محوطه حرکت کرد وبا یک پاس عرضی تو پ را در پشت محوطه جریمه به حسین بادامکی رساند. با توجه به تراکم فشرده بازیکنان دو تیم در این منطقه، کمتر کسی گمان می برد که این شرایط به گل سوم پرسپولیس منتهی شود. اما بازهم فشار لازمه به مرد صاحب توپ پرسپولیس وارد نشد و بادامکی با حوصله و فرصت کافی و با چند بار مانور روی توپ ، در یک موقعیت مناسب شوت نه چندان محکم خود را شلیک کرد. جالب آن که بازهم آخرین نفری که روی پای بادامکی و قبل از زدن ضربه او قرارداشت، محمدرضا خلعتبری بود که موفق نشد با اثر گذاری مفید خود مانع این شوت منجر به گل شود.
البته آن چه مشهود است، این که محمدرضا خلعتبری که از اتفاق این روز ها از مؤثرترین مردان تیم فوتبال ذوب آهن است در این دو صحنه مقصر نیست چرا که وظیفه او در زمین چیز دیگری است و این که در این دو صحنه نیز ، حداقل حضوری هرچند بدون تأثیر داشته است نشان از این دارد که او با دوندگی فراوان در این دو نقطه حاضر بوده است اما نباید فراموش کنیم که نقش مدافعان میانی ، مدافعان یارگیر و هافبک دفاعی تیم فوتبال ذوب آهن در این صحنه ها ی منجر به گل چه بوده است؟!
همین نکات به ظاهر کوچک و جزئی است که نتیجه گیری و یا عدم نتیجه گیری یک تیم فوتبال را رقم می زند. این روز ها اتفاقات فوتبال در صدم ثانیه ها رخ می دهد و سرعت عمل و واکنش به موقع و به جا، حیاتی است و کوچکترین غفلت و سهل انگاری ، جبران ناپذیر می شود.
پرسپولیس با توجه به نوع بازی این تیم و شرایطی که داشت ، در نهایت بایستی با همان ضربه پنالتی مهرزاد معدنچی و تک گل خود نیمه را به پایان می برد.
چنانچه بازی در نیمه اول با دو ضربه پنالتی گرفته شده و با تساوی یک بریک دو تیم به پایان می رسید ، پرسپولیسی ها که به تساوی قانع بودند بازهم در نیمه دوم در لاک دفاعی فرو می رفتند و این شرایط آرامش بهتر و بیشتری برای زدن ضربات آخر و نهایی به مهاجمین تیم اصفهانی می بخشید. اما با توجه به حساسیت امتیاز این بازی و فشار روانی که بر روی بازیکنان ذوب آهن وجود داشت، طبیعی بود که در نیمه دوم استرس به وجود آمده ناشی از دریافت سه گل پیاپی ، در ساق پای بازیکنان این تیم نمود کند.
به هر حال در مورد تمامی لحظه ها و صحنه های این دیدار تماشاگر پسند ، سطرها و مطلب ها می توان نوشت اما اشاره و توضیح این دو صحنه کلیدی بازی، از این جهت بود که بدانیم کوچکترین سهل انگاری در نقاط حیاتی زمین در ورزش فوتبال، قادر است سرنوشت یک تیم را تغییر دهد. شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی، هر شکستی که به ما می رسد از خویشتن است؟!
تیم فوتبال ذوب آهن ، هفته آخر نیم فصل اول دوره ششم لیگ برتر را با یک شکست دیگر پشت سر گذاشت تا تعداد باخت های این تیم در چهارده بازی (دیدار هفته سیزدهم ذوب آهن در برابر راه آهن تهران به تعویق افتاد) به عدد شش برسد. در حالی که ذوب آهن با چهار برد ،چهار تساوی و کسب 16 امتیاز و البته با شانزده گل زده و شانزده گل خورده در رتبه یازدهم جدول لیگ قرار گرفت که این رتبه حتی در صورت پیروزی در دیدار معوقه برابر راه آهن در نهایت به رتبه نهم ارتقاء پیدا می کند چرا که همگی تیم های بالادست ذوب آهن به غیر از تیم فوتبال فجر سپاسی ، از بیست و دو امتیاز به بالا دارند و ذوب آهن شاید بتواند با برد برابر راه آهن ده امتیازی ، فجر سپاسی هجده امتیازی را پائین تر از خود جا گذاشته و رتبه نهم نیم فصل لیگ برتر را از آن خود سازد.
آن چه جای افسوس و حسرت برای باشگاه ذوب آهن و به ویژه کادر فنی و بازیکنان تیم فوتبال این باشگاه دارد، این مسأله است که شاید دیگر به این زودی ها نتوان پرسپولیسی این چنین درهم شکسته و پریشان را، در ورزشگاه فولادشهر ملاقات کرد .به هر حال نمی توان کتمان کرد که پیروزی در برابر دو قدرت سنتی فوتبال کشور و دو قطب دیرینه پایتخت ، بار روانی بسیار مثبتی را به بدنه یک تیم تزریق خواهد کرد به خصوص تیمی همچون ذوب آهن که در این فصل شرایط جالب توجهی نداشته و دچار بحران مزمن عدم نتیجه گیری شده است.
بدون تردید تیم فوتبال پرسپولیس و سرمربی با تجربه این تیم مصطفی دنیزلی ،غایت آمال خود در بازی ذوب آهن را کسب تساوی و به چنگ آوردن یک امتیاز ارزشمند از این میدان می دیدند . فراموش نکنیم پرسپولیس از ابتدای لیگ در هیچکدام از بازیهای خارج از خانه خود، با برد و سه امتیاز به تهران بازنگشته بود ولی این بار ذوب آهن طلسم شکن شد و سه امتیاز شیرین این مسابقه را دو دستی تقدیم این تیم تهرانی کرد. آن ها در حالی که در بدترین وضعیت از لحاظ مصدوم و محروم قرار داشتند پا به میدان فولادشهر گذاشتند . مصدومیت ، محرومیت و غیبت بازیکنانی همچون : کریم باقری ، حاجی زاده، سید عباسی ، آلونگ آلونگ ، شیث رضایی ، محمدرضا مامانی و فرشید کریمی این تیم را آن چنان با کمبود بازیکن به خصوص در عقب زمین روبرو کرده بود که یک بار دیگر پژمان نوری و فرزاد آشوبی که ذاتاً هافبک هستند در خط دفاعی این تیم به کار گرفته شدند.
وقتی به لیست بازیکنان نیمکت نشین تیم فوتبال پرسپولیس در برابر ذوب آهن نگاه می کنیم با این اسامی روبرو می شویم : علیرضا حقیقی دروازه بان ، احسان خرسندی هافبک مهاجم، نیما قویدل هافبک مهاجم، داریوش رضائیان مهاجم و صلاح حسن مهاجم ! و این بدین معنا بود که تیم فوق ، در
این دیدار حساس حتی یک عنصر نزدیک به دفاع نیز بر روی نیمکت خود نداشت . چنین پرسپولیس دست و پا بسته ای را در کدام مکان و زمان دیگری می توان پیدا کرد؟!
باور کنید آن ها آمده بودند با دوندگی فراوان ، بازی فیزیکی و تصاحب میانه زمین، یک امتیاز برداشته و شبانه از اصفهان فرار کنند . تک امتیازی که به سه امتیاز تبدیل شد.
وقتی در جایگاه رسانه های ورزشگاه فولادشهر ، به عنوان یک ورزشی نویس و خبرنگار ورزشی برای چندمین بار در طول این بازی به ساعت خود نگاه کردم ، دقیقه چهلم بازی بود و سرخ پوش ها از سرو کول حسین بادامکی به خاطر به ثمر رساندن گل سوم پرسپولیس بالا و پائین می پریدند . نتیجه بازی سه بر صفر به سور پرسپولیس شده بود در حالی که بازیکنان این تیم، سه گل خود را در سه موقعیت به دست آورده بودند. تا این لحظه ذوب آهنی ها هم ، بازی برابری را در مقابل این تیم به نمایش گذاشته بودند ولی نتیجه شگفت انگیز بود. بهت زدگی در چهره همه افراد حاضر در ورزشگاه فولادشهر به طور کامل مشهود بود. حتی درباور هواداران دو آتشه و متعصب قرمزها نیز، این نتیجه یک طرفه نمی گنجید.
هرچند ذوب آهن یکی از گلهای خورده را به سرعت از روی نقطه پنالتی و قبل از استراحت دو نیمه جبران کرد و هرچند در پایان این فوتبال مهیج و جاندار ، با کمترین اختلاف باخت و بازیکنان این تیم حدود 6-7 موقعیت گلزنی صددرصد را یا به تیر کوبیدند یا میلیمتری به بیرون فرستادند و یا مهدی واعظی خودی نشان داد ، اما پرداختن به لحظه های آخر به ثمر رسیدن گلهای دوم و سوم پرسپولیس شاید بیانگر مسائل بسیاری باشد.
گل دوم پرسپولیس که برخلاف جریان بازی شکل گرفت با ارسال توپ بلند و مستقیم مهرزاد معدنچی از زمین پرسپولیس به حول و حوش نقطه پنالتی تیم ذوب آهن رقم خورد. در پی چند رفت و برگشت ، توپ در میانه زمین به معدنچی رسید و او هوشیارانه متوجه شد که نیکبخت واحدی در شرایط مناسبی در نقطه کور دفاعی ذوب آهن قرار گرفته است.
تا به حال همه اشکالات نتیجه نگرفتن تیم ذوب آهن به عدم گلزنی مهاجمین این تیم بازمی گشت اما این بار در حالی که اکثر مربیان لیگ برتر اتفاق نظر دارند که گلزنی به ذوب آهن از راه هوا و با توجه به وجود مدافعین بلند زن و بلند قامتی همچون سپهر حیدری ، علیرضا نورمحمدی ، گئورک استراتولات ، مصطفی صالحی نژاد و حتی مهدی زارعی کار سختی است ، به ویژه مدافعان میانی این تیم که در هوا موفق جلوه می کنند ، مشخص نبود که در زمان ارسال این توپ بلند، در کجای زمین قرار داشتند و جالب توجه آن که محمدرضا خلعتبری هافبک تهاجمی ریز نقش ، تکنیکی و البته کوتاه قامت ذوب آهن در این صحنه ، یارگیر نیکبخت بود و با او پرش کرد.
عدم یارگیری مناسب و غافلگیر شدن مدافعان ذوب آهن را عباس قاسمی با خروج بی مورد از چهارچوب دروازه تکمیل کرد و یک ارسال ساده و بی خطر ، بابرخورد به نیکبخت و نه ضربه زدن او، به تور دروازه ذوب آهن چسبید.
در صحنه به ثمر رسیدن گل سوم و به قولی تیر خلاص تیم فوتبال ذوب آهن نیز، مهرزاد معدنچی در منطقه چپ تیم خود و منطقه راست دفاعی تیم حریف صاحب توپ شد. با ساده انگاری بازیکنان ذوب آهن و عدم فشار لازم به مرد صاحب توپ ، در آن منطقه خطرناک در عرض پشت محوطه حرکت کرد وبا یک پاس عرضی تو پ را در پشت محوطه جریمه به حسین بادامکی رساند. با توجه به تراکم فشرده بازیکنان دو تیم در این منطقه، کمتر کسی گمان می برد که این شرایط به گل سوم پرسپولیس منتهی شود. اما بازهم فشار لازمه به مرد صاحب توپ پرسپولیس وارد نشد و بادامکی با حوصله و فرصت کافی و با چند بار مانور روی توپ ، در یک موقعیت مناسب شوت نه چندان محکم خود را شلیک کرد. جالب آن که بازهم آخرین نفری که روی پای بادامکی و قبل از زدن ضربه او قرارداشت، محمدرضا خلعتبری بود که موفق نشد با اثر گذاری مفید خود مانع این شوت منجر به گل شود.
البته آن چه مشهود است، این که محمدرضا خلعتبری که از اتفاق این روز ها از مؤثرترین مردان تیم فوتبال ذوب آهن است در این دو صحنه مقصر نیست چرا که وظیفه او در زمین چیز دیگری است و این که در این دو صحنه نیز ، حداقل حضوری هرچند بدون تأثیر داشته است نشان از این دارد که او با دوندگی فراوان در این دو نقطه حاضر بوده است اما نباید فراموش کنیم که نقش مدافعان میانی ، مدافعان یارگیر و هافبک دفاعی تیم فوتبال ذوب آهن در این صحنه ها ی منجر به گل چه بوده است؟!
همین نکات به ظاهر کوچک و جزئی است که نتیجه گیری و یا عدم نتیجه گیری یک تیم فوتبال را رقم می زند. این روز ها اتفاقات فوتبال در صدم ثانیه ها رخ می دهد و سرعت عمل و واکنش به موقع و به جا، حیاتی است و کوچکترین غفلت و سهل انگاری ، جبران ناپذیر می شود.
پرسپولیس با توجه به نوع بازی این تیم و شرایطی که داشت ، در نهایت بایستی با همان ضربه پنالتی مهرزاد معدنچی و تک گل خود نیمه را به پایان می برد.
چنانچه بازی در نیمه اول با دو ضربه پنالتی گرفته شده و با تساوی یک بریک دو تیم به پایان می رسید ، پرسپولیسی ها که به تساوی قانع بودند بازهم در نیمه دوم در لاک دفاعی فرو می رفتند و این شرایط آرامش بهتر و بیشتری برای زدن ضربات آخر و نهایی به مهاجمین تیم اصفهانی می بخشید. اما با توجه به حساسیت امتیاز این بازی و فشار روانی که بر روی بازیکنان ذوب آهن وجود داشت، طبیعی بود که در نیمه دوم استرس به وجود آمده ناشی از دریافت سه گل پیاپی ، در ساق پای بازیکنان این تیم نمود کند.
به هر حال در مورد تمامی لحظه ها و صحنه های این دیدار تماشاگر پسند ، سطرها و مطلب ها می توان نوشت اما اشاره و توضیح این دو صحنه کلیدی بازی، از این جهت بود که بدانیم کوچکترین سهل انگاری در نقاط حیاتی زمین در ورزش فوتبال، قادر است سرنوشت یک تیم را تغییر دهد. شیشه نزدیک تر از سنگ ندارد خویشی، هر شکستی که به ما می رسد از خویشتن است؟!
در حالی که یازده هفته از رقابت های جام خلیج فارس گذشته است، پرسپولیس دنیزلی هر چند بازیهای تهاجمی، و تماشاگر پسندی را ارائه کرده ولی در نتیجه گیری و جمع آوری امتیاز، در حد نام و نشان خود عمل نکرده است . رتبه چهارم وفاصله شش امتیازی با سایپا و استقلال تهران، صدرنشینان مشترک لیگ برتر، برای طرفداران میلیونی این تیم با سابقه قابل قبول نیست.
دنیزلی مربی کاردانی است که به نظر می رسد در این فصل فوتبال کشور، پرسپولیس را به منزل مقصود خواهد رساند البته اگر مشکلات عدیده مالی این باشگاه وابسته به سازمان تربیت بدنی ، او را شبانه از ایران فراری ندهد.!؟
بازیکنان ذوب آهن به ویژه بازیکنان خط تهاجمی این تیم، در هر کدام از بازیهای لیگ برتر حداقل دو سه موقعیت صددرصد را هدر داده اند که چنان چه حتی نیمی از این موقعیت هابه گل تبدیل شده بود هم اکنون ذوب آهن صدرنشین مسابقات با بیشترین گل زده بود اما.............؟!
سپاهان در بازی های باقیمانده در دور رفت ، دیدارهای به نسبت آسان تر را در ادامه لیگ برتر خواهد داشت. هرچند باید گفت در لیگ برتر فوتبال ایران هیچ دیداری سهل و آسان نیست. از طرفی باید اذعان کرد که تیم فوتبال فولادمبارکه سپاهان با وجود این که بایستی برای مسابقات جام باشگاه های آسیا آمادگی بسیار بالاتری پیدا کرده وتقویت شود اما در رقابت های لیگ برتر نتایج به نسبت مناسبی به دست آورده است.
این دو تیم خوب و قدیمی فوتبال کشور، قادر هستند که دیگر بار ، ورزش اصفهان را به افتخارات دوباره ای مزین کنند. منتظر می مانیم.
تيم فوتبال ذوب آهن در ششمين مسابقه خود در دوره ششم ليگ برتر فوتبال كشور به دومين و البته شيرين ترين برد خود دست يافت . پيروزي سه بر صفر در برابر فولاد خوزستان كه در هر حال با قهرماني در دوره چهارم ليگ برتر به جايگاه شايسته اي در فوتبال كشور دست يافته است ، نتيجه اي در خور توجه و خوب براي ذوب آهن محسوب مي شود . هر چند كه اين فولاد در شهر اهوازنیز در برابر تيم جوان و كم تجربه فجر سپاسي شيرازدر هفته گذشته با سه گل شكست خورد. به هر حال ذوب آهن در شرايطي بر اين تيم خوزستاني با سر مربيگری محمد مايلي كهن پيروز شد كه قادر بود حتي در صورت دقت و تمركز بيشتر تني چند از بازيكنان خود از جمله وحيد امرايي ، محمد رضا خلعتبري ، مهدي رجب زاده و در دقايق آخر اين بازي علي طهماسبي اين تيم را با نتيجه ای عجيب و غريب شكست دهد .اما همانطوري كه شكست نشانه بد بازي كردن نيست و ممكن است تيمي با ارائه يك بازي هماهنگ ، تاكتيكي و زيبا ، در يك ضد حمله گل دريافت كند و در امتحان همه راه هاي تهاجمي ، با دفاع همه جانبه و بسته حريف و بدشانسي محض روبرو شده و شكست ناباورانه اي را پذيرا شود ، عكس آن نیز بسيار محتمل است كه تيمي در يك مسابقه ، ضعيف ، ناهماهنگ و سر در گم بازي كند و بتواند پيروز ميدان باشد . نكته اي كه رسول كربكندي نيز در كنفرانس مطبوعاتي پس از اين بازي با شجاعت به آن اشاره كرد و قبول نمود كه هر چند از نتيجه بدست آمده رضايت دارد ولي از بازي بازيكنان تيم خود راضي نيست . البته از آنجايي كه نقد موثر و مفيد ، حركت در مسير انصاف و نه تخريب است ، بايستي اذعان كرد كه كادر فني ذوب آهن ، روي نقاط ضعف فولاد به خصوص در عمق خط دفاعي اين تيم ، شناخت خوبي بدست آورده بودند به طوري كه هر سه گل به ثمر رسيده ذوب آهن به واسطه فشار بر همين پاشنه آشيل فولاديها حاصل شد . دفاع كند ، كم تحرك و دستپاچه فولاد آن چنان دربهاي گسترده اي را در اختيار هافبك ها و فورواردهاي ذوب آهن قرار مي دادند كه با دقت مضاعف بازيكنان اين تيم ، شايد يك نتيجه شگفتي بار در اين مسابقه رقم مي خورد. گوش هاي چپ و راست ذوب آهن ، هر گاه از كنارها جدا شده و پا به توپ به قسمت مياني يك سوم دفاعي تيم خوزستان يورش بردند يك حمله خطر ناك براي تيم اصفهاني تدارك ديده شد . امرايي در نيمه اول و خلعتبري و رجب زاده در نيمه دوم بارها و بارها ازاين اتوبان يكطرفه عبور كرده و به داخل محوطه جريمه فولاد نفوذ كردند هر چند كه ضربات آخر آن ها،ازداخل و يا بيرون هچده قدم ( به جز گل هاي بازي ) به خوبي زده نشد. از طرفي نبايد فراموش كرد كه هر چند فولاد مايلي كهن ضعيف، نا هماهنگ و خسته نشان داد اما ذوب آهن نيز در غيبت سپهر حيدري، عليرضا نور محمدي و قاسم حدادي فر و جايگزيني كاروالهو براي اولين مسابقه به جاي عباس قاسمي و هم چنين استفاده از دو جوان در خط دفاعي، تيم كامل و هميشگي خود را نداشت و اين ريسك اجباري خوب جواب داد. ذوب آهن در اين ديدار به خوبي كناره ها را بسته بود تا جايي كه بازيكنان كناري فولاد همچون پژمان منتظري و سيامك سر لك وجايگزين او هادي نظر پاك به ضعيف ترين بازيكنان كناري فولاد تبديل شده بودند و البته كادر فني ذوب آهن به خوبي مي دانست كه یارگيري فشرده با عادل كلاه كج كه اين روزها مهم ترين بازيساز خط حمله فولاد است نتيجه لازمه را حاصل خواهد كرد. به همين خاطر تمام توپهايي كه به اميرخليفه اصل گلزن و عبدالهادي خنيفر سرعتي و تكنيكي رسيد با فشردگي و دوندگي ذوب آهني ها عقيم ماند. شايد بهتر باشد بازيكنان ذوب آهن پاس در فضا را به جاي پاس به پاي بازيكنان در اولويت قرار دهند. چرا كه به ويژه در هنگام حمله و حركت رو به دروازه حريف، فاصله خطوط با چنين راهكاري كمتر شده و حركت تهاجمي تيم سريع تر شكل خواهد گرفت.
در پايان اين مقاله ذكر يك نكته خالي از لطف نيست كه باابزاري كه ذوب آهن در اختيار دارد شايد جايگزيني سيستم 2-4-4 دفاع فلات يا خطي به جاي 2-5-3 فعلي شرايط بهتري را با توجه به قدرت يارگيري وياركوبي سپهر حيدري و عليرضا نور محمدي در قسمت مياني خط دفاع و وجود بازيكنان پا به توپ و متخصصي همچون استراتولات و مهدي زارعي در سمت راست و چپ اين منطقه براي اين تيم رقم بزند . در ميانه ميدان نيز هم ابزار تهاجمي و هم ابزار دفاعي استفاده از سيستم مدرن 2-4-4 خطي وجود دارد. وجود بازيكناني مثل محمد منصوري جنگنده و درگير، قاسم حدادي فر بازيساز، اشجاري شوتزن و پا به توپ و صلصالي و علي آذري چنانچه با قدرت بازيسازي و پاس دهي مهدي رجب زاده سر حال در پشت خط تهاجم ذوب آهن همراه شود بازی ذوب اهن را دگرگون خواهد كرد واين در حالي است كه مي توان در خط حمله ذوب آهن از خلعتبري دريبل زن و موقعيت ساز و در يك خط جلوتر از وحيد امرايي با انگيزه، و پر تحرك و سرعتي استفاده كرد در حالي كه يار تعويضي همچون علي طهماسبي نيز روي نيمكت هست تا با خسته شدن دفاع حريف با حضور در نوك حمله ذوب آهن ضربه نهايي را بزند. به هر حال اين يك پيشنهاد خام و بدون توضيح جزئيات به كادر فني ذوب آهن است. چرا كه بر خلاف آن چه بسياري افراد انديشه مي كنند، ذوب آهن از بازيكنان خوبي در بيشتر پستها و به نسبت ديگر تيم هاي ليگ بر خورداراست. شايد بهتر باشد نوع استفاده از اين ابزار در ميدان مسابقه دچار تغيير و تحول شود. به هر حال هر انچه اين قلم مي نگارد تعريف و تمجيد و يا انتقاد و پيشنهاد در جهت اعتلاي اين تيم خوب ، با شخصيت و قديمي فوتبال اصفهان است نه چيز ديگر، تا چه قبول افتد و چه در نظرآيد.
راه آهن تهران : تيم فوتبال راه آهن تهران كه ليگ يك را با مربيگري فيروز كريمي و با موفقيت و البته با اما و اگرهاي فراوان پشت سر گذاشته و خود را به عنوان يكي از شانزده تيم ليگ برتر معرفي كرده بود ، دوره پنجم ليگ برتر را نيز با فيروز كريمي مربي كاركشته و با تجربه فوتبال ايران آغاز كرد. آنها كه به واسطه تخلف يكي از بازيكنان خود در جعل شناسنامه و مدارك ، تا آستانه بازگشت به ليگ دسته يك قرار گرفته بودند با خوش شانسي و اغماض مسئولين وقت فدراسيون فوتبال ، تجربه حضور در ليگ برتر كشور را بدست آوردند . فيروز كريمي هرچند از ابتداي ليگ در وادي اختلافات جسته و گريخته اي با مسعود معمايي مدير عامل سابق باشگاه راه آهن فرو افتاد اما 24 هفته مقاومت كرد و عليرغم حرف و حديث هاي بسيار تاب آورد و حتی آمادگي كامل داشت كه ليگ پنجم را نيز با راه آهن تمام كند ولي گويا صبر معمايي و اعضا هيات مديره باشگاه راه آهن به سر آمد و بعد از بازي هفته بيست و چهارم ليگ با استقلال اهواز ، فيروز خان را به مرخصي اجباري فرستادند ! شش هفته پاياني ليگ پنجم را ، راه آهن با هاشم حيدري ، ابراهيم حيدري و بالاخره بهروز تاباني راه آهنی قديمي به سر برد. بهروز تاباني هر چند نتايج جالب توجهي با راه آهن كسب كرد و اين تيم را در ليگ برتر نگاه داشت اما مديريت راه آهن پس از مطرح شدن اسم هاي فراوان در مطبوعات ، رو به سوي يك راه آهني دور از وطن آورد و سعيد رضوي مربي با تجربه اي كه سالها بود در خارج از كشور زندگي و مربيگري مي كرد بر صندلي اول نيمكت تيم راه آهن تهران در ليگ برتر دوره ششم نشست. تيم با سابقه فوتبال ايران هنوز در حالي كه بعد از گذشت 7 هفته از ليگ ششم ، 5 شكست و 2 تساوي در پرونده دارد و در رتبه شانزدهم جدول شانزده تيمي ليگ برتر ايران جاي گرفته است ، با سعيد رضوي با مماشات و حوصله برخورد كرد . ولي مشخص نيست كه اين صبوري ، تا چند هفته ، چند روز يا چند ساعت ديگر ادامه خواهد داشت؟
کرنرذوب آهن ؛ نیمه اول 5 کرنر – نیمه دوم 3 کرنر
کرنر فولاد خوزستان ؛ نیمه اول 1 کرنر – نیمه دوم 5 کرنر
شوت به چهارچوب ذوب آهن ؛ نیمه اول 6 شوت – نیمه دوم 6 شوت
شوت به چهارچوب فولادخوزستان ؛ نیمه اول:3 شوت – نیمه دوم:2 شوت
موقعیت خطرناک ذوب آهن؛ نیمه اول 6 موقعیت – نیمه دوم: 7 موقعیت
موقعیت خطرناک فولاد خوزستان ؛ نیمه اول 2 موقعیت – نیمه دوم 3 موقعیت
ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه ذوب آهن؛ نیمه اول:2ضربه – نیمه دوم:1ضربه
ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه فولادخوزستان نیمه اول:2- ضربه نیمه دوم :2 ضربه
آفسایدگیری ذوب آهن؛ نیمه اول: بدون آفساید گیری – نیمه دوم : 3 آفسایدگیری
آفسایدگیری فولادخوزستان ؛ نیمه اول:2 آفسایدگیری- نیمه دوم:3 آفسایدگیری
سانتر ذوب آهن؛ نیمه اول :7 سانتر - نیمه دوم 4 سانتر
سانتر فولادخوزستان ؛ نیمه اول:5 سانتر – نیمه دوم 3 سانتر
خطا ذوب آهن ؛ نیمه اول 8 خطا – نیمه دوم : 8خطا
خطا فولادخوزستان؛ نیمه اول 6 نیمه دوم :5 خطا
زمان تلف شده نیمه اول: یک دقیقه
زمان تلف شده نیمه دوم:4 دقیقه
کارت زرد و قرمز ذوب آهن :
دقیقه 66 محمد علی احمدی کارت زرد
کارت زرد و قرمز فولادخوزستان:
دقیقه 18 سیامک سرلک کارت زرد
تعویض های ذوب آهن :
دقیقه 69 محمدهمرنگ به جای وحید امرایی
دقیقه 86 حامی محمدزاده به جای محمد منصوری
دقیقه 88 علی طهماسبی به جای محمدرضا خلعتبری
تعویض های فولادخوزستان:
دقیقه 49 هادی نظرپاک به جای سیامک سرلک
دقیقه 60 حجت چهارمحالی به جای امیر خلیفه اصل
دقیقه 74 محسن حمیدی به جای پژمان منتظری
گل های بازی :
دقیقه 44 حسن اشجاری
دقیقه 55 وحید امرایی
دقیقه 76 مهدی رجب زاده
مقايسه تطبيقي سرمربيان تيم هاي ليگ برتر فوتبال ايران در دو دوره پنجم و ششم : فجر شهيد سپاسي شيراز : تيم فوتبال فجر سپاسي شيراز، دوره پنجم ليگ برتر را نيز مثل دوره هاي قبل با غلامحسين پيرواني مربي وفادار و اصول گراي شيرازي آغاز كرد و به پايان برد. اين تيم با ثبات ترين نيمكت مربيان را در ليگ برتر ايران داشته است . پيرواني با جمله معروف خود كه بارها و بارها در مصاحبه هاي مطبوعاتي و راديو تلويزيوني از او شنيده ايم مبني بر اينكه " بضاعت تيم ما در همين حد است" تا به حال با همه پستي و بلندي ها و كمبود پول و نفرات ، توانسته است اين تيم استخوان دار شيرازي را در ليگ برتر حفظ كند . او كه در دوره پنجم ليگ برتر ، فجر سپاسي را به رتبه دهم ليگ برتر ايران رساند ، در ليگ ششم به دنبال ارتقاء اين مقام است . هر چند كه مثل هميشه و در انتهاي فصل بازيكنان جوان دست پرورده شاغلام ، بارديگر راهي تيم هاي پولدار تهراني و هم چنين تيم هاي قدرتمند صنعتي و نظامي مي شوند. به نظر مي رسد پيرواني و مديريت موفق تيم نظامي فجر شهيد سپاسي آن چنان به يكديگر گره خورده اند كه چنانچه اتفاق خاصي رخ ندهد ، ساليان بسياري و در كنار هم ، اين تيم را به مصاف حريفان ريز و درشت مي فرستند.
استقلال غلامحسين پيرواني در مربي گري و اهميت فوق العاده او به نظم و انضباط و مسائل اخلاقي مثال زدني است. او چنانچه خود خسته و بي حوصله نشود ، براي سالياني چند به عنوان نفر اول اين تيم جوان گرا و استعداد پرور شناخته مي شود . يك مربي كم خرج ، كم توجه و با قابليتهاي روحي و فني مناسب كه قدرت انگيزه بخشي جالب توجهي دارد . امااين مسئله كه غلامحسين پيرواني در تيم هاي ديگر هم موفق خواهد بود يا خير ؟ هنوز به خوبي محك نخورده است . آينده نشان خواهد داد ، اگر از فجر سپاسي دل بكند!
در طول چند سال گذشته ورزش کشورمان فرازو نشیب بسیاری را پشت سر گذاشته است.
سالهایی مملو از قهرمانی و ناکامی، پیروزی و شکست و سکوهای مدال و بازگشت های زود هنگام.
در اکثر رشته های فعال ورزشی ، چنین روزهای روشن و شادی آفرین و یا چنین شب های تاریک و غم بار را داشته ایم.
اما به راستی آن چه ورزش کشور ما را در طول این چند سال و در پیش چشم جهانیان ، سربلند و پرافتخار نگاه داشته و جلوه داده است، نه کامیابی های مقطعی و نامتوالی فوتبال ،کشتی، ، والیبال بسکتبال و دیگر رشته های ورزشی که مدال های زرین و طلایی جهانی و المپیکی حسین رضا زاده پهلوان بزرگ ایران زمین بوده است.
پلی از خطه اردبیل که دیگر بار با پولاد سرد، مردانه و رخ در رخ جنگید و بر بلندای کره خاکی ، سر افرازانه و به عنوان قویترین مرد جهان ایستاد.
این باروظیفه حسین سنگین تر بود. بسیار سنگین تر؟! چرا که در آستانه سفر به دومنیکن و حضور در مسابقات جهانی وزنه برداری ،تیم ملی ما با شاهکار فدراسیون وزنه برداری و سرمربی خود مختار بلغاری آن ایوانف، فروپاشید.
جواب آزمایش ناگهانی دوپینگ وحشتناک بود. همه به جز رضا زاده مثبت و محروم!
فضای ورزش کشور در تاریکی مطلق فرو رفت.فاجعه شکل گرفته بود . تمامی ملی پوشان وزنه برداری به خاطر دوپینگ و استفاده از مواد نیروزا که در مکمل های غذایی شان موجود بوده است ،با جریمه و محرومیت سنگین روبرو شدندو در این میان آن کس که از این محاق تأسف بار ، سالم بیرون آمد، حسین رضا زاده بود که قصد داشت به تنهایی، جور همه تیم را یک تنه بکشد و چنین نیز کرد.
در مسابقات وزنه برداری جهان در دومنیکن هر چند او به رکوردهای خودش هم در دسته فوق سنگین نزدیک نشد، اما درحقیقت برای تلاش بیشتر و انتخاب وزنه های بالاتر نیازی حس نکرد. چرا که رقبای او که در مسابقات حاضر بودندباحسین ما فاصله ای بعید داشتند.
واین چنین بود که حسین رضا زاده یک باردیگر سه طلای ناب مسابقات جهانی وزنه برداری را درو کرد و به همگان ثابت نمود که می توان سالم ورزش کرد ،زندگی کرد و قهرمان بود .می توان بدون استفاده از هیچ گونه داروها ، تقویت کننده ها و مکمل های غذایی غیر مجاز ، بربلندترین سکوی وزنه برداری دنیا ایستاد و فریاد ایران سرداد.
او به واقع آبروی ورزش ایران را با عضلاتی که پولاد آب دیده شده اند، خرید.
او فضای منفی جهانیان، نسبت به قضیه دوپینگ ملی پوشان وزنه برداری ایران را منحرف کرد و به سمت و سوی قهرمانی دوباره خود سوق داد.
مروری بر مدال ها ی رضا زاده از ابتدا تا کنون در صحنه های جهانی ، خالی از لطف نیست:
1- سال 1999 میلادی ، مسابقات جهانی اتن در یونان، برنز
2- سال 2000 میلادی، مسابقات المپیک سیدنی در استرالیا ، طلا
3- سال 2001 میلادی، مسابقات جهانی آنتالیا در ترکیه، به دلیل مصدومیت شرکت نکرد.
4- سال 2002 میلادی ، مسابقات جهانی ورشو در لهستان، طلا
5- سال 2003 میلادی، مسابقات جهانی ونکوور در کانادا، طلا
6- سال 2004 میلادی ، مسابقات المپیک آتن در یونان، طلا
7- سال 2005 میلادی، مسابقاتجهانی دوحه قطر ، طلا
8- و بالاخره ، در سال 2006 میلادی، مسابقات جهانی دومنیکن ، طلا.
این پرونده درخشان و استثنایی را کدام ورزشکار ایرانی در طول تاریخ همه رشته های ورزشی داشته است؟ و حتی کدام ورزشکار خارجی؟!
او قهرمان قهرمانان تمام تاریخ ورزش ایران است.
با کارنامه ای فراتر از تصور انسانی !
در پس این چهره کودک سان ودر پشت این قلب مهربان ،کوهی از عضله ، اراده ، پشتکار ، زندگی سالم و قدرت وجودی خفته است.
در هر حال ورزش ایران تا ابد حسین رضازاده را فراموش نخواهد کرد.
حسین رضا زاده آبروی بر زمین نشسته ورزش ایران را بلند کرد و به بالای سر برد. چه بالابردنی!
امروزه با صراحت و قاطعیت می توان ورزش فوتبال را ورزشی دارای تمامی عناصر و مواد زندگی دانست.
فوتبال دیگر تنها یک ورزش سرگرم کننده صرف نیست هرچند جنبه های سرگرم کننده آن همچنان برجسته و حائز اهمیت هستند. فوتبال دنیای گسترده ای شده است که پارامترهای زیبایی شناسی ، هنرورزی، مدیریت، روان شناسی، بازرگانی (اقتصاد فوتبال)، مالی (ترازها وبراوردها)، برنامه ریزی ، بازاریابی ، تبلیغات ،رسانه ها و ... تنها گوشه ای از این گستره بی انتها هستند.
دنیای فوتبال دیگر فقط به حضور 11 بازیکن در مستطیل سبز، گرم کردن چند بازیکن در کناره های زمین و حضور چند مربی ودستیار در روی نیمکت تیم و یک بازی 90 دقیقه ای خلاصه نمی شود. هر چند که آن چه در نهایت از جعبه جادویی تلویزیون مشاهده می شود همین مسئله به ظاهر ساده است. اما پیچیدگی دنیای فوتبال و آن چه یک تیم فوتبال را در رقابت سنگین میادین فوتبال به سمت و سوی پیروزی رهنمون می سازد، به قبل از سوت آغاز مسابقه توسط داور و به ساعات ، روزها و هفته های پیشین بازمی گردد.
این مقدمه را می توان در ابعاد گوناگون جغرافیایی ، تاریخی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، روان شناسی ، علمی و حتی سیاسی بسط داد و به بررسی موشکافانه گذاشت. اما آن چه بهانه ای برای این مقدمه شد که خود متن اصلی مورد کنکاش است، یازدهمین داربی (شهر آورد) لیگ برتری اصفهان میان دو تیم سپاهان و ذوب آهن است.مسابقه ای که همواره جذابیت های خاص خود را در شهر اصفهان و در میان مردم این وادی حفظ کرده است و این نه مربوط به امسال و سال گذشته و چند سال پیش که سابقه آن به جام تخت جمشید بازمی گردد.
در مجموع باید گفت، سطح بازی یازدهم این دو تیم خوب و با سابقه فوتبال اصفهان و ایران در لیگ برتر (حرفه ای!) ، کیفیت مورد انتظار را نداشت.هرچند که به نظر می رسید که با توجه به پیوستن چند بازیکن نسبتاً با سابقه تیم ذوب آهن اصفهان به تیم فولادمبارکه سپاهان ، مسابقه فوق مصافی با کیفیت فنی بهتر و دوندگی و تمرکز بیشتر باشد.
در هر حال یکی از موارد قابل ذکر این دیدار ، انگیزه بالاتر بازیکنان سپاهان برای کسب 3 امتیاز حساس این مسابقه بود. مسئله ای که شاید به علت تمرینات کم و نامناسب بازیکنان ذوب آهن در فاصله تعطیلی لیگ برتر، مشهود بود.
روحیه جنگجویانه بازیکنان سپاهان که بر سر هر توپ تا آخرین نفس نبرد می کردند و حتی از خشونت فیزیکی نیز ابایی نداشتند، ان چنان مشخص بود که داور دیدار را به سوت های پی درپی و توقف بازی وادار می کرد.
نباید فراموش کنیم که در تعطیلی های اجباری لیگ های مختلف فوتبال در ایران به خصوص در رقابت های سخت و سنگین لیگ برتر، تمرین با نشاط و انگیزه بخشی مضاعف ، به یکی از اصول فوتبال در این سرزمین تبدیل شده است و تیم هایی که بتوانند دراین فاصله های پیش آمده ، شرایط عمومی تیم و وضعیت جسمانی بازیکنان خود را در کیفیت سابق نگاه دارند، به روند رو به رشد خود ادامه می دهند و در غیر این صورت ، تا به شرایط ایده آل مجدد دست یابند، دو سه هفته ای را با نتایج نه چندان جالب سپری خواهند کرد.
بازیکنان تیم فوتبال ذوب آهن نیز، هرچند از لحاظ تاکتیکی به اجرای برنامه های از پیش دیکته شده می پرداختند ولی به نظر می رسید که بیشتر از آن که در تعطیلات لیگ، تیم حریف را آنالیز کرده و نقاط ضعف و قوت رقیب همشهری خود را مرور کنند، به آن چه خود در برنامه ریزی کادر فنی درجه بندی نموده و قصد اجرای آن را کرده بودند بسنده کرده باشند.
از طرفی به نظر می رسید اهمیت این دیدار حیثیتی و این سه امتیاز گرانبها، به جای آن که انگیزه روحی و توانی بیشتری به بازیکنان ذوب آهن ببخشد، بازیکنان این تیم را دچار اضطراب و استرس کاذبی کرده بود که در پیاده کردن صحیح برنامه های این تیم نیز تأثیر منفی گذاشته بود.
البته نباید از یاد ببریم که تیم فوتبال ذوب آهن در غیبت دو سه بازیکن اصلی خود هماهنگی همیشگی را نداشت ولی این مسئله ای بود که با غییبت مهاجمی که برای تیم سپاهان خوب گل زده است یعنی حمید شفیعی و همچنین نبود محرم نویدکیا و جلال اکبری ، سپاهانی ها نیز به نوعی گرفتار آن بودند.
در ادامه این مبحث ، برای بررسی دقیق تر آن چه بر این بازی گذشت با بزرگ نمایی بیشتر بر روی تیم فوتبال ذوب آهن ، جریان بازی را در شش زمان 15 دقیقه ای مرور می کنیم.
15 دقیقه اول بازی:
در پانزده دقیقه اول دیدار ذوب آهن و سپاهان، آن چه بیش از هرچیز دیگر مشهود بود، سراسیمه گی بازیکنان دو تیم و جنگ بر سر تصاحب توپ برای اعمال فشار احساسی برروی دروازه حریف بود. در این دقایق ، بازیکنان دو تیم با پاس ها ی کوتاه و جمع شدن در نقطه حضور توپ ، سعی در تحمیل برتری عددی خود بر حریف داشتند. به همین خاطر، فشردگی در خطوط میانی و دفاعی دو تیم شانس حرکت مؤثر و خطرناک مهاجمین هر دو طرف را از آنان گرفته و شرایط متعادلی را رقم زده بود.هر چند که این شرایط متعادل، براثر اشتباه فردی عباس قاسمی دروازه بان ذوب آهن که کاملاً در تمام زمان مسابقه مشخص بود که در آمادگی جسمی و روحی مناسب و در اندازه های این دیدار قرار ندارد، کفه ترازو را برخلاف شکل بازی محتاطانه سپاهانی ها به نفع این تیم سنگین کرد.
فوتبال و حوادث مستتر در آن را لحظات و ثانیه ها می سازند.کرنر تقدیمی بازیکنان ذوب آهن به سپاهان ، که با پرتاب دست آرمناک و ایجاد یک ضد حمله صورت گرفته بود، توسط هادی جعفری بر روی دروازه ذوب آهن ارسال شده و عباس قاسمی در مال خود سازی توپی که به طور کامل در دستان او قرار داشت و یک خطر جدی محسوب نمی شد، به سان دروازه بانی آماتور عمل کرد و توپ رها شده از دستان او، در رفت و برگشت و باز هم اشتباه فردی و محرز گئورک استراتولات نه تنها با قدرت تمام دفع نشد ، بلکه سرگردان در خط شش قدم ذوب آهن لحظاتی را میان بازیکنان دو تیم سپری کرد تا بالاخره با ضربه محسن بنگر مدافع پیش تاخته تیم فولاد مبارکه سپاهان به داخل دروازه خالی از سنگر بان ذوب آهن بغلتد.
15 دقیقه دوم بازی:
در پانزده دقیقه دوم بازی ، تیم ذوب آهن که گل غافلگیرانه ای را روی اشتباه فردی بازیکنان خود و نه برتری تاکتیکی و تکنیکی حریف دریافت کرده بود، موج حملات خود را به خصوص از عمق دفاع حریف بیشتر کرد. در این دقایق، خط دفاعی و هافبک های سپاهان با فشردگی لایه لایه ، راه های نفوذ بازیکنان ذوب آهن را مسدود کرده و با دوندگی فراوان ودفاع منطقه ای بسته ، فشار بر بازیکنان صاحب توپ را در دستور کارخود قرار دادند. در چنین شرایطی ، استفاده از توپ های سوم برگشتی و ضربات شوت از پشت محوطه جریمه و همچنین استفاده بهینه از ضربات ایستگاهی ، یکی از بهترین و مطمئن ترین راه ها برای رسیدن به گل است که بازیکنان ذوب آهن با وجودی که چند ضربه ایستگاهی به دست آوردند از این موقعیت ها سودی نبردند. به هر حال در پانزده دقیقه دوم بازی هر چند ذوب آهنی ها اختیار کامل بازی را به دست گرفته بودند و سپاهان به ضد حملات نصف و نیمه بسنده کرده بود اما این حملات که تا پشت محوطه جریمه حریف برنامه ریزی شده بود درداخل محوطه و هنگامه ضربه نهایی با کم دقتی و بازی بسته سپاهان به ناکامی می انجامید.
15دقیقه سوم بازی:
در آخرین پانزده دقیقه نیمه اول مسابقه ، با خستگی بارز بازیکنان ذوب آهن که شرایط جسمانی خوبی نیز نداشتند وبا توجه به بازی سراسر درگیرانه بازیکنان سپاهان ، بازی باردیگر رو به تعادل پیش رفت و در میانه میدان با نبردهای رودرو و تن به تن طی شد.
در چنین لحظاتی ، نقش بازیکنان با تجربه ای مانند مهدی رجب زاده، نقشی انکار ناپذیر است. اما از این مهدی رجب زاده با مهدی رجب زاده تیم ملی ، زمین تا آسمان فاصله وجود دارد.
15دقیقه چهارم بازی:
پانزده دقیقه اول نیمه دوم این بازی را می توان به طور کامل در اختیار ذوب آهن دانست . با شروع نیمه دوم، ذوب آهن سراپا حمله شد. در این دقایق و با ورود البته دیرهنگام محمدرضا خلعتبری ، جناح راست ذوب آهن با همکاری خوب این بازیکن با گئورک استراتولات ، جان تازه ای گرفت و فشار را بر جناح چپ سپاهان مضاعف کرد اما سپاهان که باسیستم 2-5-3 این بازی را آغاز کرده بود در شروع نیمه دوم عملاً با سیستم 1-5-4 وبا حضور پرنفر در جای جای یک سوم دفاعی خود، بازیکنان ذوب آهن را د رگل زنی ناکام گذاشتند د. در این دقایق پرفشار و تا قبل از آن که در دقیقه 60 بازی یک پنالتی مشکوک برای سپاهان گرفته شود، هیچ گونه تنوع تاکتیکی برای رسیدن به گل تساوی در نزد تیم ذوب آهن دیده نمی شد و همین مسئله باعث شده بود لوکابوناچیچ با هوشیاری ، روش تهاجمی یک سویه ذوب آهن را به خوبی به بازیکنان خود در بین دو نیمه تفهیم کند و اگر چه حملات ذوب آهن تا پشت محوطه جریمه حریف، سازماندهی خوبی داشت ولی درهنگام ضربه نهایی به بار نمی نشست و در سد لایه های دفاعی سپاهان ثمری نداشت.
15 دقیقه پنجم بازی:
در این پانزده دقیقه و پس از گل دوم و ویران کننده سپاهان از روی نقطه پنالتی که با 10 نفره شدن تیم ذوب آهن هم همراه بود، سپاهانی ها که بار خود را بسته بودند به طور کامل عقب نشسته و چشم به ضد حملات جسته و گریخته دوختند.
بازیکنان ذوب آهن هم که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند باز هم با فشار احساسی و بدون برنامه از پیش فکر شده ای دروازه سپاهان را آماج حملات خود قراردادند در حالی که واضح بود که اگر بازی 90 دقیقه دیگر نیز ادامه پیدا می کرد با نوع حملات ذوب اهنی ها که برای مدافعان به طور کامل لو رفته بود هیچ اتفاق دیگری نمی افتاد جز این که درضد حملات سپاهان، گل های دیگری نیز وارد دروازه عباس قاسمی می شد. فشار حملات تکراری ذو ب آهن حتی آن قدر شدید نبود که مدافعان زرد پوش اصفهان را وادار به اشتباه فردی و منطقه ای نماید. به همین خاطر بازی در حالی به دقیقه 75 رسید که کمتر کسی درپیروزی سپاهان و کسب 3 امتیاز کامل این بازی توسط آن ها تردیدی به خود راه می داد.
15 دقییقه ششم و آخر بازی:
در آخرین پانزده دقیقه نبرد همشهری ها ، بازیکنان سپاهان با تلاش در جهت حفظ توپ و گذراندن زمان مفید بازی، به حفظ نتیجه ارزشمند به دست آمده پرداخته و بازیکنان ذوب آهن را به دنبال خود ودر جهت هدف انتقال یافته توسط منصور ابراهیم زاده مربی خود از کنار زمین کشاندند.
آن چه بيش از هر چیز دیگر در مورد اين بازی می توان گفت این است که ساهان با تفکرات از پیش برنامه ریزی شده و تمرین شده به این میدان وارد شده بود و به خوبی آن چه برروی آن کار کرده بود را در زمین اجرا کرد و به نتیجه دلخواه رسید اما گویا ذوب آهن فقط وارد زمین فولادشهر شده بود تا شاید.......!؟
ذکر مثالی ، بهتر این قضیه را روشن می کند.
در چنین بازی های درگیرانه و فشرده ای که مدافعان به صورت لایه لایه در زمین چیده شده اند، در همه دنیا، ضربات ایستگاهی گره گشا هستند. ذوب آهن در این دیدار 11 بار در موقعیت ضربات ایستگاهی پشت محوطه جریمه و 5 بار صاحب کرنر شد که از هیچ کدام با نداشتن برنامه کاری، طرفی نیست.
یادمان نرود که در فوتبال مدرن امروز برای هر بازی، با یک استراتژی ،برنامه ریزی و سازمان دهی خاص همان بازی وارد کارزار می شوند. به نظر می رسید ذوب آهن با کمترین شناخت نسبت به سپاهان فعلی وارد چمن سبز ورزشگاه فولادشهر شده بود.
نگاهی از زاویه آمار به دیدار پیکان و پرسپولیس تهران درهفته پنجم لیگ برتر فوتبال کشور:
خطا پیکان:7 خطا نیمه اول ، 9 خطا نیمه دوم
خطا پرسپولیس : 11 خطا نیمه اول، 10 خطا نیمه دوم
شوت به چهارچوب پیکان :1 شوت نیمه اول ، 1 شوت نیمه دوم
شوت به چهارچوب پرسپولیس :3 شوت نیمه اول ، 4 شوت نیمه دوم
شوت ناموفق پیکان : 1 شوت نیمه اول، 5 شوت نیمه دوم
شوت ناموفق پرسپولیس:6 شوت نیمه اول- 7 شوت نیمه دوم
کرنر پیکان : بدون کرنر نیمه اول – 3 کرنر نیمه دوم
کرنر پرسپولیس:2 کرنر نیمه اول- 1 کرنر نیمه دوم
سانتر از سمت راست پیکان:3 سانتر نیمه اول- 1 سانتر نیمه دوم
سانتر از سمت راست پرسپولیس:5 سانتر نیمه اول- 3 سانتر نیمه دوم
سانتر از سمت چپ پیکان: 1 سانتر نیمه اول، 2 سانتر نیمه دوم
سانتر ازسمت چپ پرسپولیس: 4 سانتر نیمه اول- 1 سانتر نیمه دوم
پاس عمقی موفق پیکان: 2 پاس نیمه اول- 3 پاس نیمه دوم
پاس عمقی موفق پرسپولیس: 5 پاس نیمه اول – 3 پاس نیمه دوم
آفساید گیری پیکان:1 آفساید گیری نیمه اول- 2 آفساید گیری نیمه دوم
آفساید گیری پرسپولیس: 2 آفساید گیری نیمه اول – 2 آفساید گیری نیمه دوم
موقعیت خطرناک پیکان: 2 موقعیت نیمه اول- 3 موقعیت نیمه دوم
موقعیت خطرناک پرسپولیس: 5 موقعیت نیمه اول- 3 موقعیت نیمه دوم
ضربه ایستگاهی پیکان: 2 ضربه نیمه اول -4 ضربه نیمه دوم
ضربه ایستگاهی پرسپولیس:2 ضربه نیمه اول – 1 ضربه نیمه دوم
زمان تلف شده نیمه اول:2 دقیقه
زمان تلف شده نیمه دوم:4 دقیقه
تماشاگر : بیش از پنجاه هزار نفر.
نیمه اول:
کرنر سپاهان:یک کرنر
کرنر پرسپولیس:یک کرنر
ضربه ایستگاهی سپاهان:2 ضربه ایستگاهی
ضربه ایستگاهی پرسپولیس: یک ضربه ایستگاهی
شوت به دروازه سپاهان: یک شوت
شوت به دروازه پرسپولیس: 3 شوت
موقعیت خطرناک سپاهان:یک موقعیت
موقعیت خطرناک پرسپولیس: 3 موقعیت
سانتر سپاهان: 3 سانتر
سانتر پرسپولیس: 12 سانتر
خطا سپاهان: 4 خطا
خطا پرسپولیس: 13 خطا
آفساید سپاهان: یک بار در آفساید
آفساید پرسپولیس: 4 بار در آفساید
وقت اضافه نیمه اول : یک دقیقه
نیمه دوم:
کرنر سپاهان:6 کرنر
کرنر پرسپولیس:6 کرنر
ضربه ایستگاهی سپاهان:3 ضربه ایستگاهی
ضربه ایستگاهی پرسپولیس: یک ضربه ایستگاهی
شوت به دروازه سپاهان: 3 شوت
شوت به دروازه پرسپولیس: 3 شوت
موقعیت خطرناک سپاهان: 3 موقعیت
موقعیت خطرناک پرسپولیس:2 موقعیت
سانتر سپاهان:3 سانتر
سانتر پرسپولیس:7 سانتر
خطا سپاهان: 3 خطا
خطا پرسپولیس:9 خطا
آفساید سپاهان: ______
آفساید پرسپولیس:3بار در آفساید
وقت اضافه نیمه دوم: 3 دقیقه
پانزده دقیقه وقت اضافه:
کرنر سپاهان:یک کرنر
کرنر پرسپولیس:__
ضربه ایستگاهی سپاهان:___
ضربه ایستگاهی پرسپولیس:____
شوت به دروازه سپاهان:____
شوت به دروازه پرسپولیس:____
موقعیت خطرناک سپاهان:_____
موقعیت خطرناک پرسپولیس:_____
سانتر سپاهان:_____
سانتر پرسپولیس:2 سانتر
خطا سپاهان:4 خطا
خطا پرسپولیس:4 خطا
آفساید سپاهان:_______
آفساید پرسپولیس:_____
وقت اضافه نیمه اول اضافی :_____
پانزده دقیقه نیمه دوم وقت اضافه:
کرنر سپاهان: دو کرنر
کرنر پرسپولیس: یک کرنر
ضربه ایستگاهی سپاهان: یک ضربه ایستگاهی
ضربه ایستگاهی پرسپولیس:____
شوت به دروازه سپاهان:____
شوت به دروازه پرسپولیس:____
موقعیت خطرناک سپاهان: یک موقعیت
موقعیت خطرناک پرسپولیس: یک موقعیت
سانتر سپاهان:یک سانتر
سانتر پرسپولیس: یک سانتر
خطا سپاهان:یک خطا
خطا پرسپولیس:3 خطا
آفساید سپاهان:_______
آفساید پرسپولیس:_____
وقت اضافه نیمه دوم وقت اضافی:2 دقیقه
مجموع آمار 120 دقیقه بازی:
کرنر سپاهان:10 کرنر
کرنر پرسپولیس: 8 کرنر
ضربه ایستگاهی سپاهان:6 ضربه ایستگاهی
ضربه ایستگاهی پرسپولیس: 3 ضربه ایستگاهی
شوت به دروازه سپاهان: 4 شوت
شوت به دروازه پرسپولیس: 6 شوت
موقعیت خطرناک سپاهان:5 موقعیت
موقعیت خطرناک پرسپولیس: 6 موقعیت
سانتر سپاهان:7 سانتر
سانتر پرسپولیس:22 سانتر
خطا سپاهان:12 خطا
خطا پرسپولیس:29 خطا
آفساید سپاهان: یک بار در آفساید
آفساید پرسپولیس: 7 بار در آفساید
ضربات پنالتی بازی:
پنالتی اول سپاهان: جلال اکبری – فرشید کریمی گرفت.
پنالتی اول پرسپولیس: کریم باقری – گل
پنالتی دوم سپاهان: هادی عقیلی – گل
پنالتی دوم پرسولیس: شیث رضایی – آرمناک پطروسیان گرفت.
پنالتی سوم سپاهان : محرم نویدکیا – گل
پنالتی سوم پرسپولیس: علیرضا واحدی نیکبخت
به خارج زد.
پنالتی چهارم سپاهان : عبدالوهاب ابولهیل – گل
پنالتی چهارم پرسپولیس : ابولفضل حاجی زاده – گل
پنالتی پنجم: عماد رضا – گل – قهرمانی سپاهان
پنالتی پنجم پرسپولیس:_____
کارت های بازی:
کارت زرد سپاهان : عبدالوهاب ابوالهیل دقیقه 35
کارت زرد پرسپولیس : علیرضا واحدی نیکبخت دقیقه 50 ، حسین بادامکی دقیقه 92 ، احسان خرسندی دقیقه 103
گل های بازی:
گل پرسپولیس : دقیقه 55 ابراهیم اسدی ،روی پاس شیث رضایی
گل سپاهان : دقیقه 63 حمید شفیعی، روی پاس ابراهیم لوینیان
تعویض های بازی:
تعویض های سپاهان:
1- از ابتدای نیمه دوم محرم نویدکیا به جای محمد نوری
2- از دقیقه 76 جواد ماهری به جای هادی جعفری
3- از دقیقه 79 محمود کریمی به جای حمید شفیعی
تعویض های پرسپولیس:
1- از دقیقه 66 حسین بادامکی به جای ابراهیم اسدی
2- از دقیقه 80 احسان خرسندی به جای صلاح حسن
3- از دقیقه 115 رابرت ساها به جای پژمان نوری
بازي تمام مي شود ، زندگي ادامه دارد!
آخرين باري كه پرسپوليس تهران قهرماني جام حذفي كشور را بدست آورد سال 1377 و با برد در برابر استقلال تهران بود.
سپاهان اصفهان نيز براي اولين بار در تاريخ فوتبال خود ، همين جام ارزشمند را در فصل 83-82 وبا پيروزي در برابر استقلال تهران كسب كرد .
بله ، كاملا درست است. آن چه در بالا آمد ، اشاره اي به يك تاريخ ثبت شده و البته گذشته فوتبال كشور است.
فوتبال هم براي خود تاريخي دارد كه لحظه به لحظه و گام به گام ، در گوشه و كنار اين كره خاكي به وقوع پيوسته و سطر به سطر و ورق به ورق بر صفحات مكتوب و غير مكتوب نقش بسته و آرشيو مي شود.در طول تاريخ پر فراز و نشيب فوتبال ، صدها هزار جام و كاپ قهرماني در پنج قاره دنيا و در ميان تيم هاي مختلف باشگاهي و ملي توزيع شده است . افتخارات بزرگي در اين عرصه ورزشي رقم خورده و ستارگان بسياري در اين وادي وارد و خارج شده اند.
اما همچنان و هنوز فوتبال و زندگي ادامه دارد.
به هر حال وقتي در هر تورنمنت يا هر دوره مسابقه اي ، فقط و فقط يك مقام اولي و يك قهرماني مطلق وجود دارد ،طبيعي است كه هميشه يك طرف قضيه خرسند و راضي و طرف ديگر ناراضي
و مغبون ودر حسرت آن چه از دست رفته است خواهد بود.
در هر صورت آن چه در تاريخ ثبت و ضبط مي شود بدون اهميت نيست اما بدون ترديد قهرماني ها عمري كوتاه دارند . عمري كه حتي بسيار زودتر از شروع دوره جديد تورنمنت فوق در سال آتي يا فصل آينده، به فراموشي سپرده خواهد شد و آن چه باقي مي ماند همانا جاي گرفتن در كتاب ها ، مجلات و نشريات آرشيو شده در كنج پستوي خانه اي يا طبقه چوبي كتابخانه اي قديمي خواهد بود و گاهي مراجعه اي عيني يا خاطره اي ذهني .....! تهران يا اصفهان ، پايتخت كشور ايران يا پايتخت فرهنگي جهان اسلام ، برج آزادي يا پل خواجو ، پرسپوليس يا سپاهان ،سرخ پوشان يا طلايي پوشان، مصطفي دنيزلي يا لوكابوناچيچ ، كريم باقري يا محرم نويدكيا و ...............؟!
براستي چه فرق مي كند ؟ مهم آن چيزهايي است كه قدمت و ماندگاري فزون تري پيدا كرده و تاريخ مصرفي چند ماهه نداشته باشند .بدون شك عمر قهرماني كوتاه است اما عمر دوستي و همدلي به درازاي يك ...........!
و چه زيبا خواهد بود فارغ از آن چه در ميدان مسابقه بازي برگشت فينال جام حذفي نوزدهم باشگاههاي كشور گذشته است ، چه طلائي پوشان اصفهاني و چه سرخ پوشان تهراني فرا تر از نگاه صرف قهرماني جام حذفي و در ورزشگاه مملو از تماشاگر نقش جهان اصفهان ، در برابر چشمان ميليون ها بيننده تلويزيوني در سراسر گيتي ، در انتهاي هر آن چه در طول نود يا صد و بيست دقيقه يك
مسابقه نفس گير فوتبال گذشته است ، برنده و با زنده و قهرمان و نايب قهرمان ، دستان پر حرارت يكديگر را در دست گرفته و بر حاشيه چمن سبز ، پاسداشت پيروزي ورزش بر اعتياد ، جنبش برخمودگي و رفاقت بر رقابت را فرياد زنند. ماندگاري آن بيشتر از هر جام قهرماني است. قبول نداريد ؟!
در یکی دو سال اخیر و به ویژه در سال گذشته و به عبارتی در فصل گذشته فوتبال دنیا، صداو سیمای ایران در یک اقدام تحسین برانگیز و قابل تقدیر که نمونه آن شاید فقط در کشور های متمول حاشیه خلیج فارس وجود داشته باشد، با خریداری و پخش اکثر مسابقات مهم، حساس و جالب توجه لیگ های معتبر اروپا و همچنین مسابقات درجه یک جام باشگاه های اروپا چشمان همه مردم فوتبالدوست ایران را به دیدن فوتبال خوب و روز دنیا عادت داد. مسابقاتی که با حسن سلیقه و دقت کارشناسانه انتخاب شده بودند و فوتبالدوستان ایرانی قادر بودند به طور مستقیم وزنده ، بازی های حساس لالیگا اسپانیا ،بوندس لیگا آلمان، سری A ایتالیا و لیگ برتر انگلستان را به تماشا نشسته و از جنبه های فراوان تفریحی و اموزشی چنین دیدار های سطح بالایی استفاده وافی و کافی ببرند . از طرفی پخش بدون تأخیر این رقابت ها ، برای جامعه فوتبال کشور که رفته رفته به جامعه ای بی نظیر و تو درتو تبدیل شده است، گوشه های آموزشی بی نظیر و یگانه ای را در دسترس قرار می داد که تأثیرات مثبت و مفید آن در همه لایه های این جامعه مشهود بود.
اثراتی که در مدیران و مسئولین ، کارشناسان ، مربیان ، بازیکنان ، داوران، روزنامه نگاران ، خبرنگاران ، عکاسان وحتی کارگردانان و تصویربرداران فوتبال کشور به عینه جلوه گری می کرد.
اما آن چه در حال حاضر و بعد از گذر چند هفته از مسابقات لیگ های معتبر و معروف اروپا به نظر می رسد، این است که در فصل جاری فوتبال اروپا نظر چندان مساعدی در تلویزیون ایران نسبت به پخش این رقابت ها وجود ندارد .
در هر حال در این باب سخن بسیار است . هر چند که ذهن پویای مدیران صداو سیما و به ویژه مدیر محترم ورزش شبکه 3 تلویزیون خود به خوبی واقف است که پخش چنین مسابقاتی آن هم به طور مستقیم و زنده ، در تمامی شئونات ورزشی ، فرهنگی ، اجتماعی و روانی جامعه جوان ایران ثمر بخشی غیر قابل انکاری خواهد داشت و از بسیاری پیامدهای مخرب و غیر قابل جبران موجود در سطح و عمق جامعه جلوگیری خواهد نمود.
بدون تردید همگی ما قبول داریم که نشستن یک جوان پرانرژی در پای گیرنده های تلویزیونی و در کنار خانواده به بهانه تماشای یک فوتبال ناب اروپایی، مثبت تر از حضور در سر کوچه ومحله و گذراندن ساعات و دقایق با بیهودگی و بطالت است.
آقایان ، آیا بهتر نیست به این مسأله حساس و ظریف نگاهی فراتر از برآوردهای مالی و هزینه ای انداخته و به ابعاد همه جانبه آن توجه ویژه نمائیم.
در این باب سخن بسیار است.
سپاهان ، پرسپولیس ، حمید شفیعی ، سعید راد، عابدزاده، ذوالفقار نسب و باقی قضایا!
حاشیه های به جا مانده از دیدار رفت فینال جام حذفی باشگاه های ایران:
پرسپولیس تهران – سپاهان اصفهان
- - هواداران پرسپولیس با تی شرت ها و پرچم های قرمز رنگ خود، اکثر صندلی ها و سکوهای ورزشگاه بزرگ آزادی تهران را به سیطره خود در آورده بودند.
- تا یک ربع آخر بازی هنوز تماشاگرانی چند به داخل ورزشگاه آزادی و سکوهای طبقه دوم وارد می شدند .
- هواداران پرشور و حال سپاهان که یکسره طلایی پوش بودند ، از لحظه استقرار در جایگاه استقلالی های ورزشگاه آزادی ، بدون وقفه و تا پایان 90 دقیقه بازی به تشویق تیم مجبوب خود مشغول بودند.
- بعد از گل مساوی سپاهان که توسط جمید شفیعی و به زیبایی هر چه تمامتر به ثمر رسید، تماشاگران سپاهان با وجود این که به نسبت قرمز پوشان بسیار کمتر بودند، تمامی ورزشگاه را با طبل و فریاد رو یسرخود گذاشته بودند.
- علی اکبر ابرقوئی نژاد رئیس هیأت فوتبال استان اصفهان نیز در جایگاه مهمانان ویژه حضور داشت.
- پس از سوت پایان بازی توسط ترکی داور مسابقه، هواداران بهت زده پرسپولیس تهران تا دقایقی روی صندلی های طبقه اول و سکوهای طبقه دوم ورزشگاه آزادی میخکوب شده و به زمین چمن خالی از بازیکن آزادی خیره ماندند.
- تعدادی از تماشاگرانی که در دو طرف جایگاه ویژه قرار داشتند ، پس از اتمام بازی و مشاهده احمدرضا عابدزاده در جایگاه مهمانان ، با صدای بلند و یکصدا و البته در یک فضای احساسی ، خواستار حضور احمدرضا عابدزاده در درون دروزاه پرسپولیس شدند! هرچند که این بار ، برخلاف دیدار با ابومسلم مشهد که فرشید کریمی دروزاه بان پرسپولیس ، روی دو گل از سه گل خورده پرسپولیس تا حدودی مقصر بود، ضربه حساب شده ، فنی و زیبای حمید شفیعی را ککتر دروازه بانی می توانست مهار کند.
- حمید وزیر زاده مسئول ورزش صداو سیمای مرکز اصفهان و مسئول روابط عمومی هیات فوتبال استان اصفهان ، با پوشیدن کاور مخصوص عکاسان و فیلمبرداران به کنار زمین رفت و از تمامی لحظات قبل از بازی همچون حواشی، گرم کردن تیم ها و دیگر موارد جالب توجه و همچنین تمامی لحظات حساس بازی فیلم برداری کرد. گویا صداو سیمای مرکز اصفهان، قصد دارد با پوشش کامل این مسابقه و دیدار برگشت در نقش جهان اصفهان، یک کلیپ جذاب از فینال جام حذفی تهیه کند.
- لوکابوناچیچ قبل از شروع بازی و هنگام گرم کردن تیم ها، به کنار زمین مسابقه آمد و مورد تشویق شدید تماشاگران سپاهانی قرار گرفت. جالب آن که لوکا با پیراهن راه راه سفید، یک کروات زرد طلایی زده بود و بند ساعت او نیز زرد رنگ بود و کاملاً به چشم می آمد.
- مصطفی قنبرپور از مربیان خوب فوتسال کشور که سال گذشته سرمربی تیم فوتسال تام ایران خودرو و قهرمان لیگ برتر فوتیال کشور بود نیز در VIP، این دیدار را از نزدیک تماشا می کرد .
- بعد از اتمام بازی، سعید راد بازیگر قدیمی سینمای ایران که از دوستان صمیمی علی پروین واز هواداران پروپاقرص پرسپولیس تهران است ودر VIPورزشگاه حضور داشت، به شدت از نتیجه به دست آمده ناراحت بود و به اطرافیانش در مورد ضعف های مفرط پرسپولیس در نقاط مختلف این تیم توضیح می داد.
- حمید باقری مسئول روابط عمومی باشگاه فرهنگی ورزشی فولاد مبارکه سپاهان و هومن فیروزی مسئول حراست این باشگاه جهت هماهنگی و برنامه ریزی سفر هفت خبرنگار اصفهانی به تهران و تماشای این دیدار از نزدیک ، زحمات بسیاری را متحمل شدند.
- دکتر ذوالفقار نسب سرمربی تیم فوتبال برق شیراز که تیمش روز یک شنبه 26/6/85 در هفته دوم لیگ برتر و در ورزشگاه آزادی با پرسپولیس مسابقه دارد ، در جایگاه میهمانان ویژه ، این دیدار را تماشا و نقاط ضعف و قوت تیم فوتبال پرسپولیس را یادداشت برداری کرد.
- شکل آبادی و حدادیان از کارمندان روابط عمومی باشگاه سپاهان با تجهیزات فیلم برداری و عکاسی و به همراه اتوبوس ها ی هواداران این تیم به تهران آمده و در طول مسیر و در ورزشگاه آزادی عکس و فیلم تهیه کردند.
- بازیکنان تیم فوتبال سایپا به همراه کادر فنی این تیم در رستوران یاس هتل المپیک تهران رویت شدند . حمید فرزانه و امیر وزیری که قبلاً در اصفهان و در تیم های فوتبال سپاهان و ذوب آهن توپ می زدند ، از آن جایی که با خبرنگاران اصفهانی آشنایی داشتند ، با کمال تواضع با ورزشی نویسان اصفهانی احوالپرسی وروربوسی کردند اما مسئله قابل توجه چهره تکیده و آفتاب سوخته بازیکنان سایپا به خصوص علی دایی بود که به نظر می رسید حسابی توسط لورانت و همکارانش تحت فشار تمرینات قرار دارند.
- حمید رضا کشاورزیان مسئول سازماندهی هواداران سپاهان رو زسخت و طاقت فرسایی را گذراند ، چرا که با توجه به کمبود اتوبوس ، بسیاری از هواداران تیم سپاهان از سفر به تهران باز ماندند.
- قریب به اتفاق هواداران سپاهان که در محوطه بیرونی ورزشگاه آزادی به شادی و پایکوبی مشغول بودند، با اطمینان خاطر از شکست پرسپولیس در دیدار برگشت و در نقش جهان اصفهان صحبت می کردند.
- خبرنگاران اصفهانی که توسط باشگاه سپاهان برای تماشای دیدار رفت فینال جام حذفی باشگاه های کشور در ورزشگاه آزادی دعوت شده بودند، از خبرگزاری اسپادانا،؛ اداره تربیت بدنی استان ، گروه نشریات کیهان و کیهان ورزشی ، روزنامه نسل فردا ، هفته نامه اصفهان زیبا ، روز نامه های ایران ورزشی ، گل و ... بودند.
- سفر یک روزه خبرنگاران و روزنامه نگاران اصفهانی به تهران و تماشای دیدار رفت پرسپولیس و سپاهان هر چند با خستگی همراه بود اما بازی خوب و تماشایی سپاهان همه را شاد و سرزنده نگاه داشت و خستگی ها را زایل کرد.
حاشیه هایی از بازی ذوب آهن – ابومسلم در هفته دوم لیگ برتر
- هر دوتیم دو بازیکن با نام محمد منصوری در ترکیب خود داشتند وجالب توجه این که هر دو آن ها نیز پیراهن شماره 7 را بر تن داشتند.
- در ابتدای بازی ،تیم فوتبال ذوب آهن با پارچه نوشتی با این مضمون وارد زمین چمن ورزشگاه فولادشهر شد: خلیج همیشگی فارس – قلب تپنده مردم پارس (قابل ذکر اینکه در یک حرکت ارزنده ،دوره ششم لیگ برتر فوتبال ایران با نام جام خلیج فارس نامگذاری شده است)
- پارچه نوشته هایی با مضامین ذیل در پیرامون زمین فولادشهر و به فنس های روبروی جایگاه نصب شده بود:
ذوب آهن اصفهان ، محبوب نصف جهان
ذوب آهن زلزله ، محبوب هر چی دله
چون کوه آهن ، هستی ذوب آهن
- حدود 2000 نفر به تماشای این بازی نشسته بودند ولی همین تعداد اندک هوادار ان تیم فوتبال ذوب آهن نیز سروصدای زیادی برپا کرده بودند.
- علی طهماسبی مهاجم تیم فوتبال ذوب آهن در اولین توپی که به پایش خورد گل پیروزی ذوب آهن را به ثمر رساند.
- تعویض های رسول کربکندی واقعاً طلایی بود: مجید باجلان پاس داد – علی طهماسبی گل زد.
- ابومسلم بازی پرخطایی را در برابر ذوب آهن انجام داد. آمار آن جالب توجه است:
نیمه اول : 13 خطا نیمه دوم: 16 خطا
- بازیکنان تیم فوتبال ذوب آهن موقعیت های بسیاری را ازدست دادند: سه موقعیت در نیمه اول و 5 موقعیت در نیمه دوم و جالب آن که علی طهماسبی هر چند گل ذوب آهن را به ثمر رساند ولی حداقل سه موقعیت عالی را در دقایق آخرین بازی از دست داد.
- بازیکنان ذوب آهن شامل قاسم حدادی فر ، علیرضا نور محمدی ،گئورک استراتولات و علی طهماسبی از هدایت الله ممبینی داور این دیدار کارت زرد دریافت کردند.
مقایسه تطبیقی سرمربیان تیم های لیگ برتر فوتبال ایران در دو دوره پنجم و ششم:
سایپا تهران : تیم فوتبال سایپا تهران ، دوره پنجم لیگ برتر را بادکتر بیژن ذوالفقار نسب آغاز کرد. مربی تحصیل کرده ای که از جمله مربیان موفق و کاردان فوتبال ایران محسوب می شود.
دکتر در جامعه فوتبال ایران به عنوان یک مربی با تفکرات دفاعی معروف است، اما فصل پنجم لیگ برتر را همراه با نارنجی پوشان سایپا با نتایج خیره کننده و پیروزی های پرگل شروع کرد و هفته های بسیاری صدرنشین مطلق بالاترین سطح فوتبال ایران بود. هرچند که درنیم فصل دوم و به ویژه در نیمه پایانی آن، دوران افول سایپا رقم خورد. اگر چه سایپا وذوالفقار نسب آن قدر امتیاز جمع آوری کرده بودند که در پایان مسابقات دوره پنجم به مقام سوم لیگ برتر دست یافتند.
اما آن چه همه را دچار شوک ناگهانی کرد، این بود که، دو هفته قبل از پایان لیگ و بعد از شکست یک بر صفر سایپا در برابر راه آهن تهران در هفته بیست و هشتم و به یکباره و در یک اعلام نه چندان مهربانانه ،مسئولین باشگاه سایپا دکتر را اخراج و دو هفته آخر را بدون سرمربی رسمی طی کردند.
قصه عجیب و غریب تیم فوتبال سایپا با دو نتیجه تساوی دو بر دو و پیروزی دو بر صفر در برابر فولاد مبارکه سپاهان و فجر سپاسی به فرجام رسید.
برای دوره ششم لیگ برتر ، سایپا دیگر به داخلی ها اعتماد نکرد و یکبار دیگر به مربی خارجی آن هم از نوع آلمانی آن روی آورد.
ورنرلورانت انتخاب اول مدیران سایپا بود. مربی درجه دوم آلمانی که سابقه مربیگری در تیم دوم شهر مونیخ آلمان یعنی مونیخ 1860 را در پرونده دارد هرچند که لورانت کارنامه چندان درخشانی در چنته ندارد ولی مثل همه آلمانی ها به سختکوشی ونظم معروف است و سایپایی ها امید زیادی به عملکرد این مربی اروپایی دارند.
در هر حال سرویس فوتبال خبرگزاری اسپادانا، و حتی اکثر کارشناسان فوتبال ایران معتقدند که تیم فوتبال سایپا ، فصل جاری فوتبال کشور را با لورانت به پایان نخواهد برد و باردیگر تعویض مربی و احتمالاً جایگزینی یک مربی ایرانی برای این تیم صنعت خودرو سازی کشور شکل خواهد گرفت.
البته در فوتبال هر اتفاقی قابل رخ دادن است مثلاً کسب یک مقام جالب توجه در دوره ششم لیگ برتر توسط تیم فوتبال سایپا به سر مربی گری ورنرلورانت !
مقایسه تطبیقی سرمربیان تیم های لیگ برتر فوتبال ایران در دو دوره پنجم وششم.
پاس تهران: تیم فوتبال پاس تهران ، دوره پنجم لیگ برتر را با مصطفی دنیزلی مربی باتجربه ترک تبار و با یک قرارداد سنگین مالی آغاز کردو با هم او نیز لیگ را به پایان رساند. هر چند که در طول فصل مشکلاتی میان مدیریت تیم و دنیزلی بروز کرد و بسیاری از کارشناسان فوتبال ایران معتقدند که شکست سه بر صفر در برابر تیم فوتبال ذوب آهن در فولادشهر اصفهان در غیاب مصطفی افندی که در هتل ایرانشهر تهران واز شبکه سوم سیما این دیدار را تماشا می کرد، دلیل اصلی از دست رفتن قهرمانی توسط این تیم در لیگ دوره پنجم شده ا ست. البته چنین نظری پربیراه نیست ! چراکه با همین شکست بود که استقلال تهران در صدر جدول لیگ تثبیت شد و در نهایت به مقام قهرمانی دوره پنجم لیگ برتر دست یافت.
در سال جاری و برای لیگ ششم ، با توجه به تغییرات مدیریتی این تیم نظامی و رفتن سردار مصطفی آجرلو مدیر عامل همنام دنیزلی ترک، مجید جلالی مربی سابق پاس که این تیم را در دوره سوم لیگ برتر به مقام قهرمانی رسانده بود باردیگر به خانه بازگشت . جلالی که از مربیان علم گرای فوتبال ایران محسوب می شود زندگی دوباره ای را با پاس ، تیم نیروی انتظامی کشور آغاز کرده است .او که یکبار پس از قهرمان کردن پاس در لیگ برتر و درست در هنگام رسیدن به یکی از آمال های خود یعنی حضور در جام باشگاه های آسیا و قهرمانی در آن ، از این تیم محترمانه و توسط دوست نزدیکش آجرلو کنار گذاشته شده بود این بارادامه راه را البته از نقطه صفر با سردار غیاثی مدیر عامل جدید این باشگاه شروع کرده است. این که او باردیگر با پاس موفق می شود یا خبر را زمان نشان خواهد داد. دنیزلی در لیگ سال گذشته مقام دومی را برای پاس به ارمغان آورد . آیا جلالی خواهد توانست با این تیم به قهرمانی دوباره لیگ برتر دست یابد؟ منتظر می مانیم.
خُب بالاخره همیشه هم نباید شانس رو ی بدش را به ما نشان بدهد. حتی مربیان بزرگ دنیا مثل کاپلو، مورینیو، آرسن ونگر ، لیپی و دیگران هم به این مسئله اذعان دارند که شانس در فوتبال ، وجودی کاملاً عینی و مشخص دارد. می توان با بهترین تیم دنیا ،بزرگترین ستاره های فوتبال دنیا ، برترین و باهوش ترین مربی تاکتیک خوان دنیا در برابر یک تیم کوچک و بی ستاره باخت، اگر شانس با تو نباشد.
در چنین شرایطی که بارها و بارها برای بسیاری از تیم های ملی و باشگاهی فوتبال جهان در بسیاری از تورنمنت های ریز و درشت فوتبال رخ داده است.
نود دقیقه به در بسته خواهی کوبید،نود دقیقه توپ های سنگین و سبک ، مورب و مستقیم ، آرام و محکم و هر چه در چنته ستاره هایت هست به دیرک های چپ و راست و افقی و عمودی خواهد خورد و آن گاه روی یک ضربه ناشیانه یک مهاجم کوچولو ، یا یک هافبک حواس پرت و حتی یک دفاع جامانده از خط دفاعی ، دروزاه ات باز می شود و ابروباد ومه خورشید و فلک هم جلوی غلتیدن این توپ لعنتی را به آن چهارچوب لعنتی تر نمی توانند بگیرند. بنابراین، چه بخواهیم و چه نخواهیم این شانس درورزش به ویژه در ورزشی همچون فوتبال ، وجودی غیر قابل انکار دارد. روزی با توست و روزی دیگر بر علیه تو.
روزی از خوش شانسی سر به آسمان می سایی و روز دیگر از بدشانسی به عالم و آدم نفرین می کنی.
بگذریم. در این باب بسیار می توان نوشت اما به همین میزان بسنده می کنم تا به اصل مطلب برسیم. در حالی که در لحظات پایانی نیمه اول، بازیکنان تیم ملی ایران آماده سوت پایان نیمه و ورود به رختکن برا ی تجدید قوا و مجال تفکری به طرح های مربیان در نیمه دوم قرار داشتند، به ناگهان یک ضربه ایستگاهی به حریف با تجربه ، دندان گرد و قدرتمند خود در آسیا می دهیم . همان ضعف همیشگی و هزار ساله فوتبال ایران. سانتر مورب از کناره ها ،کم توجهی و گیج گیج زدن خط دفاعی ،پرش مناسب یک مهاجم یا هافبک یا دفاع قد بلند یا حتی کوتاه قد حریف روی سر بازیکنان ایران و فرو ریختن دروازه ایران در پی یک شیرجه نا فرجام دروازه بان اول ایران در طول 4-5 سال گذشته.
حتی اگر یک پی گیر حرفه ای فوتبال نباشید ، چند بار تا به حال چنین صحنه ای را روی دروازه تیم ملی مان تماشا کرده اید؟!حداقل بیش از 10 بار.............؟!
البته باید از تلویزیون تشکر کنیم که این صحنه حساس را به طور زنده مشاهده نکردیم و از آمار سکته های ناقص و کامل مردمان کشورمان کمی کاسته شد!
در هر حال کره ای ها در طول نیمه اول، از تاکتیک های مختلف هجومی برای باز کردن دروزاه ایران استفاده کردندو بالاخره وقتی دفاع متراکم ایران چنین اجازه ای را به آن ها نداد ، از روی ضربه ایستگاهی به گل برتری و حیاتی خود دست یافتند. گلی برای صعود به مرحله نهایی جام ملت های آسیا.
نیمه دوم شروع شد. بی اختیار به یاد 8 آذر 76 ، تیم فوتبال استرالیا ، ورزشگاه ملبورن و آن صدای کرکننده تماشاگران مصمم استرالیایی افتادم.
یعنی باز هم آن معجزه پنهانی فوتبال تکرار خواهد شد؟! همه به یاد داریم. در لحظه گل اول ایران که با همکاری و فشار علی دایی، مهدی مهدوی کیا ، ابراهیم تهامی ،خداداد عزیزی ،چهار پنج بازیکن مسخ شده و مبهوت استرالیا و در نهایت ضربه تمام کننده کریم باقری رخ داد،گویا آن توپ خاص با کنترل از راه دور به سمت دروازه خالی از دروازه بان استرالیا هدایت می شد. هرچه دفع می شد بازهم به کسی برخورد می کرد و به سمت دروازه استرالیا بازمی گشت.
و شد آن چه همگان بارها وبارها دیده، مرور کرده و از آن احساس شعف نموده ایم!
آیا در این دیدار حساس نیز آن اتفاق فرخنده و استثنایی تکرار خواهد شد؟!
تیم همچون نیمه اول به شدت دفاعی چیده شده است. سیستم 1-6-3 که حتی در هنگام دفاع به 1-4-5 تبدیل می شد. آن جلوها وحید هاشمیان تنهای تنهاست.
علی کریمی وقتی توپ را تصاحب می کند در آن واحد با سه چهار بازیکن کره ای در حال جنگ تن به تن است.
تک حمله های ایران راضی مان نمی کند. قادر نیستیم فشار لازمه را در ورزشگاه خانگی آن ها در سئول به این تیم بیاوریم.
از طرفی کره هنوز دست از حملات پردامنه خود از چپ و راست و عمق دفاع ایران بر نمی دارد. آن ها به دنبال تیر خلاص هستند تا با آسودگی خیال به مرحله نهایی جام ملت های آسیا فکر کنند. همه چیز برای جشنی سرخ در ورزشگاه المپیک سئول آماده است.
نود دقیقه هم به پایان رسیده و در سه دقیقه زمان تلف شده بازی قرار داریم. مهدوی کیا توپی را از میانه زمین به طور کاملاً غریزی و احساسی و برای عدم اتلاف وقت و رساندن هر چه سریعتر توپ به هجده قدم حریف به طور مستقیم به جلو می فرستد.
وحید هاشمیان در میان دو دفاع عقب زن کره اسیر است. آخرین ثانیه های بازی است. داور سوت مشکی رنگ را به آرامی به دهان خویش نزدیک می کند. توپ از وحید رد می شود ولی او که یک بازیکن حرفه ای در فوتبال تحت فشار بوندس لیگا آلمان است،، این بار به طور غریزی واحساسی به دفاع صاحب توپ کره فشار می آورد. لحظه نابی است . لحظه ای برای همیشه . مثل آن صحنه گل اول ایران در هشتم آذر 76 به تیم ملی فوتبال استرالیا . لحظه ای برای ثبت در تاریخ فوتبال ایران . قلب زمان می ایستد . شانس روی خوبش را به ما نشان می دهد. مدافع کره هزار و یک راه برای دفع این توپ بی خطر دارد. اما به ناگهان در یک تصمیم فاجعه بار برای کره ای ها به سمت پرس سنگین و فشرده وحید هاشمیان گام بر می دارد.
توپ قاپی و یا به عبارتی توپ دزدی وحید با استفاده از هوش والا، واکنش سریع و قدرت بدنی خوب او فوق العاده است.
دفاع دیگر هم از بازی به طور کامل خارج شده است. دروازه بان کم تجربه اما چابک کره نیز بی دلیل
به جلو کشیده است و دروزاه هفت مترو... خالی است. شاید به جرأت بتوان گفت، هیچکدام از بازیکنان فعلی ایران به جز وحید هاشمیان ، علی کریمی و خداد عزیزی در زمان اوج بازی خود، ضربه آخر را این گونه هوشیارانه، با چشمان باز و با دقت تام و بدون لحظه ای اتلاف وقت به سمت دروازه حریف نمی فرستادند.
ضربه آخر وحید دیگر خوش شانسی نبود. ضربه تمام کننده یک بازیکن حرفه ای فوتبال امروز دنیا بود. تساوی و کسب یک امتیاز در سئول و در برابر بهترین تیم سال های اخیر آسیا یعنی کره جنوبی ، کمتر از پیروزی نیست . حالا امیدها دوباره بازگشته است. می توان با سه امتیاز میدان دمشق در برابر سوریه، تساوی با این تیم در چمن آزادی را جبران کرد. همچنین با سه امتیاز محتمل و قابل پیش بینی دیدار برگشت در برابر چین تایپه ، قادر خواهیم بود ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی را به جهنمی برای تیم ملی کره در بازی برگشت و در روز پایانی تبدیل کنیم.
به هر حال نتیجه خوبی در سئول گرفتیم . هر چند همه به خوبی می دانیم تیم ما بازی قابل انتظاری ارائه نکرد و ضعف های تاکتیکی ، تکنیکی، ترکیبی و هماهنگی بسیاری در درون خود حمل می کرد. به احتمال قریب به یقین به مرحله نهایی جام ملت های آسیا صعود خواهیم کرد اما پس از صعود از این گروه ، بایستی هر چه بیشتر و بهتر ، به خود شناسی ، هماهنگی ، بدن سازی و تمرین و مسابقه ، تمرین و مسابقه و تمرین ومسابقه بپردازیم..
به ابتدای مطلب باز می گردم.
خُب بالاخره همیشه هم نباید شانس روی بدش رابه ما نشان بدهد ، حتی مربیان بزرگ دنیا مثل..................!
اما فراموش نکنیم ، شانس همیشه با کسانی است که برای داشتن آن و درآغوش کشیدنش ، لحظه ای دست از تلاش ، ممارست و دوندگی بر نمی دارند. تو بدو ، شانس خودش می آید!
تیم ملی ایران که پس از ناکامی در جام جهانی 2006 آلمان ، دچار تغییرات بسیاری در کادر سرپرستی ، فنی و بازیکنان شده بود ، در اولین دیدار رسمی خود با تیم ملی سوریه و درچهارچوب مسابقات مقدماتی جام ملت های آسیا در ورزشگاه ازادی با نتیجه یک بر یک متوقف شد و دو امتیاز حساس و ارزشمند را از دست داد.
هر چند تیم ملی فوتبال ایران با سوت شروع بازی ،حملات پی در پی و خطرناکی را برروی دروازه تیم سوریه تدارک دید اما با بی دقتی در زدن ضربه نهایی و دفاع همه جانبه سوری ها نیمه اول بدون گل به پایان رسید. در نیمه دوم با توجه به حملات همه جانبه واحساسی بازیکنان ایران برروی دروازه حریف، بازیکنان سوریه با استفاده از فضاهای خالی و خلاء ناشی از جلو کشیدن بازیکنان ایران، در چند مورد دست به ضد حملات سریع و خطرناکی زدند که با درخشش طالب لو در چند مورد و بی دقتی تک مهاجم سوریه از دست رفت.
با ورود جواد کاظمیان و ایمان مبعلی به زمین مسابقه ، سرعت تیمی و انفرادی تیم ملی شرایط بهتری پیدا کرد وبا اضافه شدن مداوم هافبک ها به پیرامون محوطه جریمه تیم سوریه ، فشار حملات ایران هرلحظه فزونی گرفت و بالاخره در دقیقه 71 این مسابقه، حفظ توپ به موقع و پاس عرضی رو به عقب ایمان مبعلی تازه وارد و شوت بغل پای جوادنکونام با اصابت به یکی از بازیکنان دفاعی تیم سوریه به درون دروزاه این تیم غلطید.
پس از به ثمر رسیدن این گل، هرچند بایستی بازهم به تهاجم ادامه می دادیم، به طور ناخودآگاه و ناگهانی بازیکنان ایران به عقب بازگشتندو توپ و زمین دراختیار تیم سوریه قرار گرفت.
حملات پیاپی سوریه منجر به یک ضربه ایستگاهی پشت محوطه جریمه ایران شد و شوت سرکش هافبک شوتزن تیم سوریه را طالب لو به سختی به کرنر فرستاد تا یک باردیگر برروی ضربات ارسالی ایستگاهی به روی دروازه مشکل تاریخی فوتبال ایران نمایان تر شود. در پی کرنر ارسالی واشتباه محرز طالب لو در خروج از دروازه ، ضربه سر جابو زیاد دور از از دسترس همه شیرجه رفته ها!به تور دروازه ایران رسید . به هر حال با از دست رفتن این دو امتیاز ارزشمند و باتوجه به پیروزی سه بر صفر تیم ملی کره جنوبی ، فوتبال ملی ایران دیگر بار در شرایط نومید کننده ای قرار گرفت.
پس از آنچه در جام جهانی بر تیم ملی فوتبال ایران گذشت،جامعه فوتبال ایران اعم از کارشناسان،رسانه ها و افکار عمومی دیگر بار صبر پیشه خواهد کرد.اما...صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد.
چرخ ، چرخید و چرخید و چرخید. تحولاتی دیگر رقم خورد. فدراسیون فوتبال دیگرگون شد. آن ها که باید ، رفتند ، آن ها که شاید ، آمدند!
مسابقات لیگ برتر فوتسال کشور که هر سال پر شورتر از سال پیش دنبال می شود، آغاز شده بود. همه چیز در سر جای خود قرار داشت. حتی با حذف تیم فوتسال استقلال تهران به خاطر عدم شرکت در مسابقات ، لطمه ای به لیگ برتر فوتسال وارد نیامده بود.
غیبت تیم فوتسال پرسپولیس نیز، که فصل پیش به دسته دوم رهسپار شده بود هیچکس را دچار قلقلک های عصبی نکرد. 13 تیم حاضر در مسابقات نیز به راحتی با این مسئله که هر هفته یک تیم به دلیل فرد بودن تعداد تیم ها استراحت کند ،کنار آمده بودند.
لیگ برتر فوتسال هفته به هفته پیگیری شد و آرام آرام در مسیر سیال شور و غوغا قرار می گرفت.
وبه یکباره .....!
در حالی که پنج هفته از دیدارها گذشته و همه تیم ها در آستانه مسابقات هفته ششم و ادامه سالم و صحیح این رقابت ها هستند به ناگهان و در یک اقدام غافلگیر کننده و تعجب برانگیز ، ورود شاهزاده پنهان از نظر اعلام شد . تیم فوتسال استقلال تهران که حتی از طرف مسئولین این باشگاه فرهنگی ورزشی منحل اعلام شده بود، در یک تصمیم آماتورگونه و خارج از قاعده و اصول و البته محترمانه! به لیگ برتر فوتسال این فصل بازگشت!
در هر حال کمترین انتظار جامعه فوتبال ایران از کیومرث هاشمی سرپرست موقت فدراسیون فوتبال و داریوش مصطفوی دبیر موقت فدراسیون فوتبال این بود ،که در شروع دوره کاری فدراسیون جدید، چنین تبعیض فاحشی را مرتکب نشوند.
آقایان! تا چه هنگام ، استقلال و پرسپولیس تافته های جدا بافته ای هستند که همه جا باید حضور داشته باشند.
همگی قبول داریم که حضور هواداران پر هیاهوی این دو تیم ، گرمای هر مسابقه ای را بالا خواهد برد. اما براستی به چه قیمتی ؟
به قیمت زیر پا گذاشتن قانون محرز و بدیهی لیگ؟!
این چگونه لیگی است که در کوران مسابقات و در حالی که در آستانه هفته ششم آن به سر می بریم و تیم های فوتسال کشور، برنامه ریزی خود را برای شرکت در مسابقات این فصل فوتسال کشور انجام داده اند، آبی پوشان پایتخت سلانه سلانه منت بر سر همه گذاشته و لیگ را مفتخر به حضور خود می کنند!
اکنون شرایط مشخص است: تیم هایی که در طی این پنج هفته و بر اساس جدول لیگ با تیم فوتسال استقلال تهران مسابقه داشته اند، بایستی به اجبار ، علاوه بر مسابقه آخر هفته خود ، دیداری اضافه با استقلال تهران انجام دهند تا این تیم به روال عادی لیگ برسد.
پرسش بزرگ ، کلیدی و البته تکراری جامعه فوتبال ایران از فدراسیون فوتبال و شخص داریوش مصطفوی این است:آیا اگر هر کدام از تیم های دیگر لیگ برتر فوتسال در چنین شرایطی قرار می گرفت، چنین عمل می شد؟!
آیا این یک تبعیض آشکار و یک بدعت ناهنجار نیست؟
و صدها سؤال دیگر بر همین مضمون...!
فراموش نکنیم که اگر خشت اول را کج بگذاریم، این دیوار تا ثریا کج خواهد رفت!